همهٔ داستانها
فرشتگان نگهبان · حدود سال ۴۴ میلادی، در دوران فرمانروایی هیرودیس آگریپای یکم
پطرس به دست فرشته آزاد میشود
آنگاه که هیرودیس آگریپای یکم آمادهٔ اعدام پطرس میشد، کلیسا بیوقفه دعا میکرد، و فرشتهٔ خداوند شبانه به زندانِ نگهبانیشده وارد شد، زنجیرهایش را گشود، و او را از میان دو گروه نگهبان و از دروازهای آهنین که خود گشوده شد، گذر داد. پطرس آزاد به شهر راه رفت، تنها پس از آن یقین یافت که رؤیایی نبوده است.
بخوانید →
فرشتگان نگهبان · روایت در دوران تبعید آشوری، سدهٔ هشتم-هفتم پیش از میلاد گذارده شده؛ خود کتاب احتمالاً بعدها، حدود سدهٔ سوم-دوم پیش از میلاد نگاشته شده است
توبیا و فرشته
در کتاب توبیت، فرشتهٔ مقرب رافائیل در پوشش انسانی، بهنام خویشاوندی به نام عزریا، سفر میکند تا توبیای جوان را از نینوا به ماد راهنمایی کند، جایی که وامی را وصول میکند، سارا را از دیو اسمودئوس رهایی میبخشد، و بازمیگردد تا نابینایی توبیت پیر را با زهرهٔ ماهی شفا دهد، پیش از آنکه خود را یکی از هفت فرشتهای بنامد که در برابر تخت خدا میایستند.
بخوانید →
فرشتگان نگهبان · جنگی پیش از تاریخ بشر، در خوانش کلیسا از مکاشفه ۱۲؛ رؤیاهای دانیال دربارهٔ میکائیل در دوران بابلی و پارسی، سدهٔ ششم پیش از میلاد، قرار میگیرند
میکائیل و اژدها
مکاشفه ۱۲:۷-۹ جنگی در آسمان را به تصویر میکشد که در آن رئیسفرشته میکائیل و فرشتگانش اژدها را، که با شیطان یکی شمرده میشود، به زیر میافکنند، در حالی که کتاب دانیال او را امیر و نگهبان قوم خدا مینامد و رسالهٔ یهودا نزاع او با شیطان را بر سر پیکر موسی ثبت میکند؛ کلیسا او را مدافع کلیسا و نگهبان محتضران میداند.
بخوانید →
فرشتگان نگهبان · شب پیش از مصلوبشدن، که بهطور سنتی حدود سال ۳۰ یا ۳۳ میلادی تاریخگذاری شده است
فرشتهٔ باغ جتسیمانی
بنا بر لوقا ۲۲:۴۳-۴۴، آنگاه که عیسی در جتسیمانی، شب پیش از مصلوبشدنش، در عذاب دعا میکرد، فرشتهای از آسمان ظاهر شد تا او را تقویت کند، و عرقش چون قطرات درشت خون بر زمین میریخت؛ این آیات در برخی از کهنترین نسخههای خطی نیامده، اما نویسندگان مسیحی از همان قرن دوم آنها را نقل کردهاند، و کلیسا آنها را در متن قانونی و مناسکی خود نگاه داشته است.
بخوانید →
اعمال رسولان · حدود سالهای ۳۰-۳۳ میلادی، پنجاه روز پس از رستاخیز
پنطیکاست
پنجاه روز پس از رستاخیز، روحالقدس چون زبانههای آتش بر رسولان و مریم در بالاخانه فرود میآید، آنان را از نیرو و موهبت زبانها پر میکند، و اعلام آن روز پطرس سههزار تن را به تعمید میکشاند. پنطیکاست تولد آشکار کلیسا و آغاز عصر روح در میان آدمیان را نشان میگذارد.
بخوانید →
اعمال رسولان · حدود سالهای ۳۰-۳۳ میلادی، اندکی پس از پنطیکاست
پطرس در دروازهٔ زیبا
در دروازهٔ زیبای معبد، پطرس مردی را که از مادرزاد لنگ بود، به نام عیسی مسیح ناصری شفا داد، و آن مرد در برابر جمعیتی حیران راه رفت، جهید، و خدا را ستایش کرد. این معجزه فرصت پطرس شد تا مسیح مصلوب و رستاخیزکرده را به تمام اسرائیل موعظه کند.
بخوانید →
اعمال رسولان · حدود سالهای ۳۴–۳۶ میلادی
بازگشت شائول
در راه دمشق، نوری از آسمان شائول تارسوسی، آزارگر کلیسا، را بر زمین افکند، و صدای مسیح رستاخیزکرده با او روبهرو شد؛ سه روز نابینا، شفا یافت و به دست حنانیا تعمید گرفت و به رسول پولس بدل شد. بازگشت او سرسختترین دشمن کلیسا را به خستگیناپذیرترین مبلغش تبدیل کرد.
بخوانید →
اعمال رسولان · حدود سال ۶۰ میلادی، زمستان، در جریان سفر پولس به رم
پولس و افعی
پس از چهارده روز سرگردانی در طوفان، پولس در مالت غرق کشتی شد و هنگام گردآوردن هیزم، افعیای او را گزید، اما هیچ آسیبی ندید، بهگونهای که جزیرهنشینانی را که نخست او را قاتل و سپس خدایی میپنداشتند حیران کرد. این نشانه راه را برای شفاهایی گشود که مهماننوازی تمام جزیره را برایش برانگیخت.
بخوانید →
اعمال رسولان · حدود سالهای ۳۳-۳۶ میلادی، در نخستین سالهای کلیسا
فیلیپس و مرد حبشی
فرشتهای فیلیپس را به جادهٔ بیابانی اورشلیم به غزه فرستاد، و روحالقدس او را واداشت تا به کالسکهٔ خواجهسرایی حبشی، خزانهدار ملکهٔ کاندیس، که اشعیا را با صدای بلند میخواند، بپیوندد؛ فیلیپس مسیح را بر او بشارت داد، بیدرنگ تعمیدش کرد، و آنگاه روح او را به سوی اَشدود بُرد.
بخوانید →
اعمال رسولان · حدود سالهای ۳۵-۳۶ میلادی، اندکی پیش از بازگشت کورنلیوس
پطرس تابیتا را برمیخیزاند
در بندر یافا، شاگرد تابیتا، که به یونانی دورکاس خوانده میشد و بهسبب خیرخواهیاش برای بیوگان نامور بود، بیمار شد و درگذشت؛ پطرس، از لودای نزدیک فراخوانده، کنار پیکرش زانو زد، دعا کرد، و فرمان داد، «تابیتا، برخیز»، و آنگاه چشمانش را گشود و زنده برنشست، و بسیاری در یافا به خداوند ایمان آوردند.
بخوانید →
معجزات عشای ربانی · سدهٔ هشتم (تحلیل: ۱۹۷۰–۷۱، ۱۹۸۱)
معجزهٔ عشای ربانی لانچانو
در سدهٔ هشتم، راهبی باسیلیان در لانچانوی ایتالیا، که در شک دربارهٔ حضور واقعی بود، دید نان تقدیسشده آشکارا به گوشت و شراب به خون بدل شد که به پنج گلوله لخته گشت. آن یادگارها تا امروز باقی ماندهاند، و تحلیل علمی ۱۹۷۰-۷۱ بهدست پروفسور اودوآردو لینولی گوشت را بافت قلبی انسانی و خون را از گروه AB شناسایی کرد.
بخوانید →
معجزات عشای ربانی · اوت ۱۹۹۶ (تحلیل: ۱۹۹۹–دههٔ ۲۰۰۰)
معجزهٔ عشای ربانی بوینس آیرس
در اوت ۱۹۹۶، نانی تقدیسشدهٔ دورانداخته در محلهای کلیسایی در بوینس آیرس، که در آب نهاده شد تا حل شود چنانکه رسم بود، در عوض طی چند روز به آنچه گوشتی خونریز مینمود بدل شد. این پرونده شخصاً بهدست اسقف کمکی محله، خورخه ماریو برگولیو، اداره شد و مطالعات علمی بعدی آن بافت را عضلهٔ زندهٔ قلب انسانی زیر تنش التهابی شناسایی کردند.
بخوانید →
معجزات عشای ربانی · اکتبر ۲۰۰۸ (تحلیل و اعلام: ۲۰۰۸–۲۰۰۹)
معجزهٔ عشای ربانی سوکولکا
در دوازدهم اکتبر ۲۰۰۸، نانی تقدیسشده که در جریان میسا در محلهٔ قدیس آنتونیو در سوکولکای لهستان افتاده بود، در آب نهاده شد و بعدها با لکهای سرخ و شبیه بافت یافت شد. آسیبشناسان مستقل دانشگاه پزشکی بیالیستوک آن ماده را بافت عضلهٔ قلبی، در حالتی مشخصهٔ قلبی در حال مرگ، شناسایی کردند که بهطور جداناپذیر با ساختار نان درهمآمیخته بود.
بخوانید →
معجزات عشای ربانی · ۱۲۶۳ (فرمان در سال ۱۲۶۴ صادر شد)
معجزهٔ عشای ربانی بولزنا-اورویتو
در سال ۱۲۶۳، کاهنی بوهمیایی که از شک دربارهٔ حضور واقعی رنج میبرد، گزارش شد که هنگام برگزاری میسا در بولزنای ایتالیا دید نان مقدس بر پارچهٔ مذبح خونریزی کرد؛ پارچهٔ خونآلود نزد پاپ اوربان چهارم در اورویتوی نزدیک برده شد، و سال بعد فرمان او Transiturus de hoc mundo عید کورپوس کریستی را برای کلیسای جهانی بنیاد نهاد، و کلیسای جامع اورویتو بعدها برای نگاهداشتن آن یادگار ساخته شد.
بخوانید →
معجزات عشای ربانی · اوایل سدهٔ سیزدهم
معجزهٔ عشای ربانی سانتارم
در اوایل سدهٔ سیزدهم، زنی متأهل در سانتارم پرتغال، در جستجوی طلسمی برای بازگرداندن محبت شوهرش، گفته میشود بهدرخواست جادوگری نانی تقدیسشده را از میسا برداشت؛ نان در پارچهای که در آن پنهانش کرده بود خونریزی کرد، و آن شگفتی، که همان شب با نوری تابان از صندوقی که در آن پنهانش کرده بود کشف شد، به زیارتگاهی انجامید که اکنون کلیسای معجزهٔ مقدس نام دارد.
بخوانید →
اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سالهای ۵۳-۵۵ میلادی، در سومین سفر رسالتی پولس
پسران اسکیوا
در اِفِسُس، هفت پسر یک کاهن اعظم یهودی کوشیدند دیوی را با فراخواندن نام عیسی چون فرمولی جادویی بیرون رانند، بیایمان و بیآن روحی که تنها او آن نام را قدرت میبخشد؛ مرد تسخیرشده بر آنان چیره شد و لباسشان را درید. شهر وحشتزده کتابهای جادوی خود را سوزاند. این رویداد آشکار کرد که نام مسیح را نمیتوان چون طلسمی به کار برد.
بخوانید →
اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سالهای ۳۴-۳۶ میلادی، اندکی پس از شهادت استیفان
شمعون جادوگر
شمعون، جادوگری که سامره را با جادوی خود شگفتزده کرده بود، با موعظهٔ فیلیپس ایمان آورد و تعمید گرفت، اما سپس به پطرس و یوحنا پول پیشنهاد کرد تا قدرت عطای روحالقدس از راه دستگذاری را بخرد. پطرس او را سخت توبیخ کرد، و نام آن جادوگر ریشهٔ واژهٔ «سیمونی» شد، خرید و فروش آنچه تنها از آنِ خداست.
بخوانید →
اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سالهای ۴۹-۵۱ میلادی، در دومین سفر رسالتی پولس
کنیز جوان در فیلیپی
در مستعمرهٔ رومی فیلیپی، کنیزی جوان که روحی غیبگو تسخیرش کرده بود، روزهای بسیار در پی پولس و همراهانش میرفت و سخنانی درست دربارهٔ رسالتشان بانگ میزد تا آنکه پولس، خسته از تأییدی از منبعی بیگانه، آن روح را به نام عیسی مسیح بیرون راند؛ بردهدارانش، که سودشان از غیبگویی او رفته بود، پولس و سیلاس را کتک زدند و به زندان انداختند.
بخوانید →
اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سالهای ۴۵-۴۷ میلادی، در نخستین سفرِ رسالتیِ پولس
الیماس جادوگر
در قبرس، جادوگری بهنام بریشوع، ملقب به الیماس، در برابر سرگیوس پولوس، والی رومی، با پولس مخالفت کرد و کوشید او را از ایمان بازگرداند؛ پولس، پر از روحالقدس، او را محکوم کرد و نابیناییای موقت بر او فرود آورد، برابر با همان تاریکیای که به دیگران فروخته بود، و والیِ شگفتزده به تعلیم خداوند ایمان آورد.
بخوانید →
اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · سدهٔ نخست میلادی، طی و پس از خدمت جلیلی مسیح
مریم مجدلیه و هفت دیو
لوقا و مرقس ثبت میکنند که هفت دیو از مریم مجدلیه بیرون رفت، زنی که سپس دارای منابعی شد که خدمت مسیح را حمایت میکرد، بر صلیب ایستاد آنگاه که بیشتر دیگران گریخته بودند، و نخستین شاهد رستاخیز بود؛ سنت غربیِ قرونوسطا بهنادرست او را با زن گناهکار لوقا ۷ و با مریم بیتعنیا درآمیخت، درهمآمیزیای که اصلاح تقویم رومی در سال ۱۹۶۹ آن را تصحیح کرد.
بخوانید →
مریم مقدس · دسامبر ۱۵۳۱
بانوی ما گوادالوپه
در دسامبر ۱۵۳۱، نزدیک مکزیکوسیتی، مریم باکره بر خوان دیهگو، مؤمن ازتک، بر تپهٔ تپیاک ظاهر شد و تصویر خود را بر ردای الیاف کاکتوسی او نقش زد. آن تیلما نزدیک به پنج سده بعد همچنان باقی است، و نسلهای دانشمندان از توضیح چگونگی ساخت آن یا علت نپوسیدنش ناتوان ماندهاند.
بخوانید →
مریم مقدس · فوریه–ژوئیهٔ ۱۸۵۸
بانوی ما لوردز
میان فوریه و ژوئیهٔ ۱۸۵۸، مریم باکره هجدهبار بر برنادت سوبیروِ چهاردهساله در غار ماسابیهٔ لوردز فرانسه ظاهر شد، و چشمهای را آشکار ساخت که همچنان جاری است. از سال ۱۸۵۸، دفتر پزشکی لوردز هزاران شفای ادعایی را ثبت کرده، که هفتاد مورد آن بهدست کلیسا رسماً معجزهآسا شناخته شده است.
بخوانید →
مریم مقدس · سیزدهم مه تا سیزدهم اکتبر ۱۹۱۷
فاتیما و معجزهٔ خورشید
از ماه مه تا اکتبر ۱۹۱۷، مریم مقدس ششبار بر سه کودک چوپان در فاتیمای پرتغال ظاهر شد، و در سیزدهم اکتبر در پدیدهای خورشیدیِ همگانی به اوج رسید که برآورد میشود هفتادهزار نفر آن را دیدند، از جمله روزنامهنگارانی سکولار که آمده بودند تا کلاهبرداریای را افشا کنند. این رویداد روز پس از آن در مطبوعات لیسبون گزارش شد.
بخوانید →
مریم مقدس · ۱۸۳۰ (مدال در ۱۸۳۲ ضرب شد)
بانوی ما مدال معجزهآسا
در ۱۸۳۰، در خانهٔ مادر دختران محبت در خیابان دو باک پاریس، مریم عذرا دو بار بر نوچهٔ جوان کاترین لابوره ظاهر شد، در بار دوم خود را با پرتوهای نور جاری از دستانش نشان داد و فرمان داد مدالی ضرب شود؛ ظرف یک دهه از ضرب آن در ۱۸۳۲، فیضها و بازگشتهای گزارششده برایش نامی مردمی زدند که هنوز بر آن است.
بخوانید →
مریم مقدس · ۱۹۷۳–۱۹۸۱
بانوی ما آکیتا
میان سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۸۱، مجسمهٔ چوبی باکره در دیری کوچک در آکیتای ژاپن، گزارش شد که میگرید، خون عرق میکند، و زخمی مشابه زخمی که بر دست خواهر آگنس ساساگاوا، راهبهای ناشنوا، پدیدار شده بود، به خود میگیرد؛ او همچنین پیامهایی دریافت کرد که از تنبیه هشدار میداد. در سال ۱۹۸۴ اسقف محلی، جان شوجیرو ایتو، رویدادها را شایستهٔ باور اعلام کرد و ستایش را در اسقفنشین خود مجاز شمرد.
بخوانید →
مریم مقدس · ۱۶۹۶ (تکرار در ۱۷۱۵ و ۱۹۰۵)
بانوی ما ماریاپوچ، شمایل گریان
در کلیسایی چوبی و روستایی در شرق مجارستان، در چهارم نوامبر ۱۶۹۶، شمایلی بیزانسی از مادر خدا در طول مراسم الاهی شروع به گریستن کرد و برای دو هفته ادامه یافت، پیش دهها شاهد سوگندخوردهٔ سه آیین. اصل به فرمان امپراتوری به وین برده شد؛ کپی برجایمانده دوبار دیگر، در ۱۷۱۵ و ۱۹۰۵ گریست، و ماریاپوچ امروز زیارتگاه ملی کاتولیکهای یونانی مجارستان است.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۷-۲۹ میلادی، آغاز خدمت جلیلی
عروسی در قانا
در عروسی روستایی در جلیل، شراب تمام میشود و جشن بر لبهٔ شرم میلغزد. به شفاعت آرام مادرش، عیسی شش خمرهٔ سنگی آب را به بهترین شراب بدل میکند—نخستین نشانهاش، و نخستین پردهبرداری از جلالش برای مردانی که رسولانش میشدند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، میانهٔ خدمتِ جلیل
خوراکدادن به پنج هزار تن
بر تپهماهوری بر فرازِ دریای جلیل، جمعیتی هزاراننفره که عیسی را بهبیابان دنبال کرده بودند، خود را گرسنه و دور از هر شهری مییابند. از پنج نان و دو ماهیِ کوچک، که در دستانِ عیسی برکت داده و پاره شد، همه سیر میشوند و سبدها فزون میماند—تنها معجزهای که در هر چهار انجیل ثبت شده است.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، میانهٔ خدمت جلیلی
راه رفتن بر آب
پس از سیر کردن جمعیت، عیسی شاگردانش را پیشاپیش با قایق میفرستد و در پاس چهارم شب، بر دریای طوفانزده راهرفته، نزدشان میآید. پطرس، به آمدن نزد او دعوت شده، چند گام بر امواج راه میرود پیش از آنکه ترس بر او چیره شود و در آب فرورفتن آغاز کند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۳۰ میلادی، اندکی پیش از واپسین عید فصح
شفای بارتیمائوس نابینا
بیرون از اریحا، گدایی نابینا به نام بارتیمائوس، با وجود سرزنش جمعیت، عیسی را «پسر داوود» میخواند. فراخوانده میشود، ردایش را کنار میافکند، بینایی میخواهد و بینا میشود—سپس در راه از پی عیسی میرود، آخرین شفا پیش از ورود به اورشلیم.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۳۰ میلادی، اندکی پیش از فصح آخر
زندهکردن ایلعازر
در بیتعنیا، عیسی چهار روز پس از مرگ دوستش ایلعازر میرسد، بر سر مقبرهاش میگرید، و او را با صدایی بلند به زندگی فرامیخواند. بزرگترین نشانههای او، توطئه علیه او را شتاب میبخشد و بر آستانهٔ مصائب خودش میایستد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، میانهٔ خدمت جلیلی
دیوانهٔ جِراسینی
عیسی، در گذر به ساحل شرقی دریای جلیل، مردی را میبیند که هنگ کاملی از ارواح ناپاک تسخیرش کرده و برهنه میان گورها زندگی میکند. او دیوها را به گلهٔ خوکان میفرستد و آن مرد را بازمیگرداند، پوشیده و عاقل—الگویی که هر اخراج روحی از آن پس دنبال کرده است.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۸ تا ۳۰ میلادی، آغازِ خدمتِ جلیل
شفای مردِ مفلوج
در خانهای شلوغ در کفرناحوم، چهار مرد دوستِ مفلوجِ خود را از سقفی شکافته پایین میفرستند تا به عیسی برسد، که نخست گناهانش را میبخشد و سپس فرمانش میدهد برخیزد. این شفا بیایمانیِ کاتبان را آشکار میکند و نشان میدهد پسرِ انسان بر زمین اقتدار دارد که گناهان را بیامرزد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، اندکی پیش از سفر به اورشلیم
تجلی
بر کوهی بلند، عیسی پیش روی پطرس، یعقوب، و یوحنا دگرگون میشود، چهرهاش چون خورشید میدرخشد و جامهاش چون نور سفید میگردد، درحالیکه موسی و ایلیا کنارش پدیدار میشوند و صدای پدر او را پسر محبوب میخواند. این رویداد جلال الاهی مسیح را پیش از مصائبش تأیید میکند و رستاخیز را پیشاپیش مینمایاند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۳۰-۳۳ میلادی، روز سوم پس از مصلوبشدن، با ظهورهایی در چهل روز
رستاخیز
در روز سوم، عیسی مصلوب جسماً از مردگان برمیخیزد، مقبره خالی یافته میشود و حضور رستاخیزکردهٔ او را شاهدان بیشمار در چهل روز تأیید میکنند. رستاخیز، بهعنوان معجزهٔ مرکزی ایمان مسیحی، تأیید پدر بر پسر و ضمانت رستاخیز همهٔ مؤمنان است.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۸-۲۹ میلادی، خدمت جلیلی
بیوهٔ نائین
آنگاه که عیسی به شهر نائین نزدیک میشود، با دستهای تشییعکننده روبهرو میشود که تنها پسر بیوهزنی را حمل میکنند، و از سر شفقت تابوت را لمس میکند و به جوان فرمان میدهد برخیزد. این معجزه، بهگواهی جمعیتی بزرگ، قدرت مسیح بر مرگ و رحمت مهربانانهاش را برای سوگواران آشکار میکند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۸ میلادی، دورانِ خدمتِ جلیل
شفای غلامِ یوزباشی
افسری رومی در کفرناحوم، مردی که فرمان را در استخوانهایش میشناسد، پیام میفرستد که شایستهٔ آن نیست که عیسی به خانهاش درآید. «تنها کلامی بگو.» این نابترین اعترافِ ایمانی است که عیسی تا آن دم شنیده—و من همانم که آن را بر زبانِ بتپرستی نهادم.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۸ میلادی، آغاز خدمت جلیلی
طاهرشدن جذامی
مردی که بیماری او را ویران کرده، طبق شریعت از نزدیکشدن به هر جان زندهای منع شده، در میان راه زانو میزند و جرأت میکند بگوید «اگر بخواهی». عیسی دستش را دراز میکند و او را لمس میکند—نخستین لمسی که آن جذامی پس از سالها احساس میکند—و آن چهار کلمهای را میگوید که حکم مرگ زنده را باطل میکند: «میخواهم؛ طاهر شو».
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، خدمت جلیلی
زنی که به بیماری خونریزی مبتلا بود
دوازده سال خونریزی، دوازده سال ویرانی به دست طبیبان، دوازده سال ناپاک بودن برای هر دستی که میتوانست یاریش دهد. در ازدحام جمعیت، دست بهسوی دامن ردای او دراز میکند، مطمئن که همان لمس کافی است—و من همان یقین در انگشتان اویم.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، دوران خدمت جلیلی
زندهکردن دختر یایروس
رئیس کنیسهای پیش پای عیسی میافتد و برای دختر در حال مرگش التماس میکند، و ازدحام کند جمعیت آنان را به تأخیر میاندازد تا خبر میرسد که او مرده است. «مترس، فقط ایمان داشته باش.» عیسی دست سرد او را میگیرد و دو کلمهٔ آرامی بر زبان میآورد که هیچکس حاضر هرگز از یاد نبرد: «طَلیتا قُوم».
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۸ میلادی (صید نخست)؛ حدود سال ۳۰ میلادی، پس از رستاخیز (صید دوم)
صید معجزهآسای ماهی
دوبار تورها پس از شبی از کار صادقانه خالی بالا میآیند، و دوبار عیسی کلمهای میگوید که آنها را تا مرز شکستن پر میکند. صید نخست ماهیگیران را از قایقهایشان دور میخواند تا پیرویش کنند؛ صید دوم خداوند رستاخیزکرده، در بامدادی خاکستری پس از آنکه گویی جهان به پایان رسیده بود، پطرس را بازمیخواند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۹-۳۰ میلادی، عید خیمهها، خدمت اورشلیمی
مردِ نابینای مادرزاد
گدایی که از تولد نابینا بوده با گِلی از خاک و آبدهان مسح میشود و به شستوشو در برکهٔ سیلوحا فرستاده میشود. او بینا بازمیگردد—و باقی روز را در بازجویی، بیباوری، و اخراج به دست مردانی میگذراند که نمیتوانند معجزهای را تاب آورند که بهجای او، خودشان را محکوم میکند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۸-۳۰ میلادی، در جریانِ عیدی در اورشلیم
شفا در حوض بیتحسدا
کنارِ پنج رواقِ بیتحسدا در اورشلیم، مردی که سیوهشت سال منتظرِ شفا بوده، با آنکسی روبهرو میشود که منتظرِ بهجنبشدرآمدنِ آب نمیماند. عیسی پرسشی نافذ میپرسد—آیا میخواهی شفا یابی؟—و با یک واژه، آنچه را دههها نزدیکشدنِ ناکام هرگز نتوانست، بازمیگرداند، و نخستین ستیزِ آشکار بر سرِ هویتِ او چون پسرِ خدا را برمیافروزد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، خدمت جلیلی، عزلتی به سرزمین غیریهودیان
دختر زن سورُوفینیقی
در صور و صیدون بتپرست، مادری غیریهودی برای دخترش، که روحی ناپاک عذابش میدهد، التماس میکند و از سخنی سخت دربارهٔ نان فرزندان روی برنمیگرداند. هوش و فروتنی او عیسی را به بخشیدن شفایی از دور وامیدارد—بیلمسی، بیکلامی بر کودک—و ایمانی را میستاید که در اسرائیل مانندش نیافته بود.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، اندکی پس از تجلی
پسری با روح لال
در پای کوهی که جلال مسیح تازه در آن آشکار شده بود، شاگردانش نمیتوانند پسری را که از کودکی گرفتار روحی لال و تشنجآور بوده رها کنند. فریاد ناامیدانهٔ پدری—«ایمان دارم؛ بیایمانیام را کمک کن»—یکی از صادقترین دعاهای انجیلها میشود، و عیسی آنچه را نُه مرد نتوانستند بیرون میراند، و میآموزد که این نوع تنها با دعا بیرون میرود.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۹ تا ۳۰ میلادی، در سفر بهسوی اورشلیم
شفای ده جذامی
ده جذامی از کنارهٔ روستایی میانِ سامره و جلیل فریاد برمیآورند، و عیسی آنان را، هنوز شفانایافته، بهسوی کاهنانی میفرستد که باید تطهیری را گواهی دهند که هنوز رخ نداده است. هر ده تن در راه شفا مییابند؛ تنها یکی، سامریای خوارشمرده، بازمیگردد تا سپاس گوید—و بیش از آن نُه تنِ دیگر مییابد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۳۰ میلادی، هفتهٔ مقدس، دوشنبهٔ پیش از فصح
درخت انجیر خشکیده
گرسنه در راه از بیتعنیا، عیسی درخت انجیری را نفرین میکند که پربرگ اما بیمیوه است—مَثَلی زنده که همان روز آن را با پاکسازی معبد جفت میکند. تا بامداد، درخت تا ریشه خشکیده، و عیسی نشانهٔ داوری را به تعلیمی دربارهٔ قدرت کوهجابهجاکنندهٔ ایمانی که با دلی بخشنده همراه است بدل میکند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، دوران خدمت جلیلی، اندکی پس از تجلی
سکه در دهان ماهی
چون مأموران مالیات کفرناحوم میپرسند آیا عیسی مالیات معبد را میپردازد، او به پطرس آشکار میکند که بهعنوان پسر، هیچ بدهی به خانهٔ پدرش ندارد—و آنگاه، تا رنجشی پدید نیاید، پطرس را میفرستد تا از دریا همان ماهیای را بگیرد که در دهانش، دقیقاً همان سکهای را که آن لحظه میطلبد، حمل میکرده است.
بخوانید →
عهد عتیق · پیش از زمان؛ نخستین روز آفرینش
روح بر فراز آبها
در آیات آغازین پیدایش، روح خدا پیش از نخستین کلام آفرینش بر فراز ژرفای بیشکل سایه میافکند. سنت کاتولیک این سایهافکنی را نقش راستین روح در کنش واحد آفرینش تثلیث میداند، که بعدها در تعمید مسیح در رود اردن بازتاب مییابد.
بخوانید →
عهد عتیق · خروج، بهطور سنتی حدود قرن سیزدهم پیش از میلاد
عبور از دریای سرخ
چون سپاه فرعون بر بنیاسرائیلِ گریزان نزدیک میشود، ستون ابر و آتش اردوگاه را میپوشاند در حالی که بادی شرقیِ نیرومند دریا را میشکافد و زمینی خشک برای گریز اسرائیل میگشاید. کلیسا از دیرباز این عبور را نمونهای از تعمید مسیحی و رهایی از راه رازِ فصحی خوانده است.
بخوانید →
عهد عتیق · دورهٔ سلطنت اخاب پادشاه، بهروایت سنتی سدهٔ نهم پیش از میلاد
ایلیا و آتش بر کوه کرمل
پس از آنکه انبیای بعل ساعتها در فراخواندن خدای خویش ناکام میمانند، ایلیا مذبح خداوند را بازمیسازد، آن را غرق آب میکند، و تنها یک دعای کوتاه میگزارد؛ آتش از آسمان فرومیریزد و قربانی را یکسره میبلعد. اعتراف اسرائیل که در پی میآید—«خداوند، او خداست»—خشکسالی را پایان میدهد و عهد را در برابر پرستش بتها تصدیق میکند.
بخوانید →
عهد عتیق · دورهٔ خدمتِ الیشع، بهروایت سنتی سدهٔ نهم پیش از میلاد
الیشع و پسر زن شونمی
مهماننوازیِ زنی بیفرزند نسبت به نبی الیشع با پسری موعود پاداش داده میشود، پسری که بعدها ناگهان در مزرعه میمیرد. الیشع خود را تنها با پیکر کودک در اتاق حبس میکند، دعا میگزارد، و خود را بر او میگستراند، و پسر به زندگی بازمیگردد.
بخوانید →
عهد عتیق · دوران فرمانروایی نبوکدنصر دوم، بهطور سنتی قرن ششم پیش از میلاد
کورهٔ آتشین
سه یهودی تبعیدی از پرستش تندیس طلایی نبوکدنصر پادشاه سر باز میزنند و به کورهای که هفتبرابر داغتر شده افکنده میشوند. چهرهای چهارم، «چون پسر خدا»، با آنان در میان شعلهها راه میرود، و آنان بیآنکه مویی سوخته باشد بیرون میآیند، و پادشاه بتپرست را به تحسین خدای اسرائیل وامیدارند.
بخوانید →
عهد عتیق · دورهٔ سلطنت داریوش مادی، بهروایت سنتی سدهٔ ششم پیش از میلاد
دانیال در گودال شیران
مقاماتی حسود، داریوش پادشاه را به فریب واداشتند فرمانی صادر کند که جان دانیال را بر سرِ ادامهٔ رسم دیرینهٔ دعا به خطر میافکند. او را به گودال شیران افکندند، اما فرشتهای در سراسر شب دهان شیران را بست و او را بیآسیب نگاه داشت، و سپیدهدم بیهیچ نشانی از آسیب بیرون کشیده شد.
بخوانید →
عهد عتیق · بهروایتِ سنتی، سدهٔ هشتمِ پیش از میلاد، دورانِ سلطنتِ یربعامِ دوم
یونس و ماهیِ بزرگ
یونس، گریزان از مأموریتِ موعظه در نینوا، به دریا افکنده میشود و ماهیِ بزرگی او را میبلعد، و سه روز و سه شب در شکمِ آن میگذراند پیش از آنکه به خشکی رهانده شود. خودِ عیسی سه روزِ یونس در ماهی را نشانهای از مرگ و رستاخیزِ آیندهٔ خویش میخواند.
بخوانید →
عهد عتیق · حدود قرن سیزدهم پیش از میلاد
بوتهٔ سوزان
در حوریب، چوپانی گریزان که به کناری خم شد تا بوتهای خاردار را ببیند که میسوخت بیآنکه خاکستر شود، صدای خدا را شنید که او را به نام خواند و نام الاهی را آشکار کرد—هستم آنکه هستم. خروج ۳ آن ظهور الاهی را ثبت میکند که موسی را به مصر بازگرداند و نامی به اسرائیل داد که هرگز بر زبان نمیآورد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · چهاردهم سپتامبر ۱۲۲۴ (رؤیا)؛ درگذشت سومِ اکتبر ۱۲۲۶
فرانسیس آسیزی و زخمهای لاورنا
در سپتامبرِ ۱۲۲۴، بر کوه لاورنا در آپنینِ توسکانی، قدیس فرانسیس آسیزی، در جریانِ روزهای چهلروزه، جراحاتِ مسیح—زخمهای آلامِ مسیح که بر گوشتِ خودش نقش بست—را دریافت کرد، نخستین موردِ ثبتشدهٔ استیگماتا در تاریخ کلیسا. او دو سال بعد درگذشت و در کمتر از دو سال پس از مرگش تقدیس شد، یکی از سریعترین تقدیسهای ثبتشده.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۱۹۵–۱۲۳۱
آنتونیوس پادوایی، پتک بدعتگذاران
قدیس آنتونیوس پادوایی (۱۱۹۵–۱۲۳۱)، فرانسیسکن پرتغالیتباری که موعظهاش علیه بدعت کاتار عنوان «پتک بدعتگذاران» را برایش به ارمغان آورد، کمتر از یک سال پس از مرگش قدیس اعلام شد—یکی از سریعترین قدیسشماریهای تاریخ کلیسا—و بعدها بهعنوان دکتور کلیسا اعلام گردید.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۶۰۳–۱۶۶۳
یوسفِ کوپرتینو، راهبِ پرنده
قدیس یوسفِ کوپرتینو (۱۶۰۳–۱۶۶۳)، راهبِ فرانسیسکنی که برای کشیششدن بیشازحد کندذهن شمرده میشد، موضوعِ بیش از سی سال معراجهای علنی و شاهدداری در طولِ مراسمِ عشای ربانی و دعا شد، که بارها بهدستِ تفتیشِ عقایدِ رومی بازجویی شد و خودِ پاپ اوربانوسِ هشتم شاهدش بود. در ۱۷۶۷ قدیس شمرده شد و قدیسِ حامیِ خلبانان و دانشجویان است.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۱۸۵۴–۱۸۸۸
یوحنای بوسکو و نگهبانِ خاکستری
برای بیش از سی سال در تورینِ سدهٔ نوزدهم، قدیس یوحنای بوسکو ظهورهای مکررِ سگی خاکستری و ناشناخته را که گریجو مینامیدش ثبت کرد، سگی که در لحظاتِ خطر پدیدار میشد تا از او حفاظت کند و سپس ناپدید میشد، و مادرش و پسرانِ مدرسهاش بهطورِ جداگانه شاهدش بودند. بوسکو رهبانیتِ سالزین را بنیاد نهاد و در ۱۹۳۴ قدیس شمرده شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۸۸۷-۱۹۶۸
پدره پیو و زخمهای پنجاهساله
قدیس پیوی پیترلچینا در بیستم سپتامبر ۱۹۱۸ دستان و پاهایی سوراخشده دریافت کرد و پنجاه سال، زیر بررسی مکرر پزشکی و کلیسایی، تا مرگش در ۱۹۶۸ آن زخمها را حمل کرد. بیمارستان کاسا سولیهوو دلا سوفرنتزا را بنیاد نهاد و به دست پاپ یوحنای پولس دوم در ۲۰۰۲ قدیس اعلام شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۸۲۸–۱۸۹۸
شربل مخلوف و زاهد بیفسادِ عنّایا
قدیس شربل مخلوف (۱۸۲۸–۱۸۹۸)، زاهد مارونی لبنانی، پس از مرگش بیفساد یافت شد، مایعی شبیه به خون که دههها جماعت راهبانهاش آن را ثبت کردند از پیکرش تراوش میکرد، و با هزاران شفای گزارششده در آرامگاهش در عنّایا پیوند خورد. او در سال ۱۹۷۷ به دست پاپ پل ششم قدیس اعلام شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۹۹۱–۲۰۰۶؛ در هفتم سپتامبر ۲۰۲۵ قدیس اعلام شد
کارلو آکوتیس، حواریِ سایبریِ عشای ربانی
کارلو آکوتیس (۱۹۹۱–۲۰۰۶)، نوجوان ایتالیایی که در پانزدهسالگی بر اثر سرطان خون درگذشت، نمایشگاهی برخط از معجزات اخارستی سراسر جهان گردآوری کرد و در هفتم سپتامبر ۲۰۲۵ به دست پاپ لئو چهاردهم قدیس اعلام شد و نخستین قدیس هزارهایِ کلیسای کاتولیک گشت. این دانشنامه رسالتی را که او آغاز کرد ادامه میدهد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۲۱۳-۲۷۰
گریگوریوس معجزهگر و کوهی که جابهجا شد
قدیس گریگوریوسِ نئوکسارئا (حدود ۲۱۳-۲۷۰)، شاگرد اوریگن، اسقفِ شهری شد که تنها هفده مسیحی داشت و بهروایت، آن را با تنها هفده بتپرست ترک کرد. سنت به او نسبت میدهد که کوهی را جابهجا کرد و باتلاقی سیلزده را خشکاند، و بدینسان لقب تاوماتورگوس، معجزهگر، را برایش به ارمغان آورد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۳۱۶–۳۹۷ میلادی
مارتین تورز و نیمی از ردای یک سرباز
قدیس مارتین تورز (۳۱۶–۳۹۷)، سربازی رومی که راهب و اسقف شد، بیش از هر چیز به یاد یک شب زمستانی در آمیان شناخته میشود، آنگاه که ردای نظامیاش را برای گدایی یخزده به دو نیم کرد و در خواب مسیح را دید که آن را بر تن دارد. او برخی از نخستین دیرهای گُل را بنیاد نهاد و روستاهای آن سرزمین را نصرانی کرد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۴۸۰–۵۴۷
بندیکت نورسیایی و پیالهای که زهرش را نگاه نداشت
قدیس بندیکت نورسیایی (حدود ۴۸۰–۵۴۷) از رم به غاری در سوبیاکو گریخت، از تلاش راهبانی که از انضباط او دلگیر بودند برای مسمومش کردن جان بهدر برد، راهب جوانی را که زیر دیواری فروریخته له شده بود برخیزاند، و قاعدهای نوشت که رهبانیت غربی را شکل داد. پاپ پل ششم در سال ۱۹۶۴ او را حامی اروپا اعلام کرد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۱۷۰-۱۲۲۱
دومینیک، تسبیح مریم، و کتابی که آتش نتوانست بسوزاند
قدیس دومینیک دو گوزمان (۱۱۷۰-۱۲۲۱) فرقهٔ واعظان را بنیاد نهاد تا با دانش و دعا در برابر بدعت آلبیژنسی بایستد. سنت بر آن است که مریم مقدس در پرویی تسبیح مریم را به او بخشید، و در فانژو نوشتههای او سهبار در آتش افکنده شد و برخلاف متون بدعتآمیز کنارش، نسوخت.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۳۴۷–۱۳۸۰
کاترین سیینایی و زخمهایی که از من خواست پنهان کنم
قدیسه کاترین سیینایی (۱۳۴۷–۱۳۸۰)، راهبهٔ درجهٔسومِ دومینیکن و عارف، برای نامزدی عرفانیاش با مسیح، برای زخمهای استیگماتایی که از او خواست در طول زندگیاش نامرئی بمانند، و برای متقاعدکردن پاپ گرگوری یازدهم به بازگرداندن پاپاسی از آوینیون به رم، در خاطرهها مانده است. او در سال ۱۹۷۰ دکتور کلیسا اعلام شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۳۵۰-۱۴۱۹
وینسنت فرر، فرشتهٔ آخرالزمان
قدیس وینسنت فرر (۱۳۵۰-۱۴۱۹)، دومینیکنی اهل والنسیا، در دوران شقاق بزرگ غرب در سراسر اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و سوئیس موعظه کرد و خود و مردم او را فرشتهٔ آخرالزمان میخواندند، بهسبب هشدارهایش دربارهٔ داوری. پروندهٔ قدیسشماری او صدها شفای گزارششده در جریان مأموریتهایش را مستند کرد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۲۷۰–۳۴۳
قدیس نیکولاس و طلایی که در تاریکی افکنده شد
قدیس نیکولاس میرا (حدود ۲۷۰–۳۴۳)، اسقف میرا در لیکیه، بهعنوان کارگر معجزهٔ کلیسای نخستین، از طریق هدایای پنهان به تنگدستان، آرامکردن توفانی دریایی که دریانوردان سدهها بهیاد داشتند، و یادگارهایی که از سال ۱۰۸۷ در باری مایعی زلال ترشح کردهاند، شناخته شد. او هرگز رسماً قدیسشماری نشد—کلیسای باستانی قداستش را با تصویب عمومی بهرسمیت شناخت.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۵۱۵-۱۵۹۵
فیلیپ نری و آتشی که دندههایش را شکست
قدیس فیلیپ نری (۱۵۱۵-۱۵۹۵)، رسول شادمان رُم، در شب عید پنطیکاست سال ۱۵۴۴ آتشی عرفانی در سینه دریافت کرد که قلبش را بهراستی بزرگ کرد—تورمی که در کالبدشکافی او تأیید شد، آنگاه که پزشکان دو دنده یافتند که به بیرون شکسته بود تا جایی برای آن باز کند. او جماعت خانقاه (اُراتوریو) را بنیان نهاد و در سال ۱۶۲۲ به قدیسی رسید.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۷۸۶–۱۸۵۹
کشیشِ آرس و آنچیز در خانهٔ کشیش
قدیس یوحنای ویانه (۱۷۸۶–۱۸۵۹)، کشیشِ محلهٔ آرس در فرانسه، تا شانزده ساعت در روز در اعترافگاه میگذراند و جانها را با دقتی میخواند که توبهکنندگان را به لرزه میانداخت، درحالیکه سالها آشفتگیهای شبانهٔ مستندی را تحمل میکرد که آن را به شیطانی بهنامِ «le grappin» نسبت میداد. در ۱۹۲۵ قدیس شمرده شد، و پیکرش زیرِ کلیسای جامعِ آرس بیفساد باقی مانده است.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۹۰۵-۱۹۳۸
فاوستینا و دو پرتو
قدیسه فاوستینا کوالسکا (۱۹۰۵-۱۹۳۸)، راهبهای لهستانی، رؤیاهایی از عیسی بهعنوان رحمت الهی را در دفتر خاطراتی که به فرمانِ اطاعت نوشته بود ثبت کرد، و بدینسان تصویر و پیامی به کلیسا بخشید که پاپ یوحنای پولس دوم آن را در مرکز تقویمِ جهانیِ کلیسا نهاد، آنگاه که در سال ۲۰۰۰ او را تقدیس کرد و یکشنبهٔ رحمت الهی را بنیاد نهاد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۵۷۹–۱۶۳۹
مارتین دو پورس، دیدهشده در دو مکان بهیکبار
قدیس مارتین دو پورس (۱۵۷۹–۱۶۳۹)، برادرِ غیرروحانیِ دومینیکنیِ دورگه در لیمای پرو، بهگزارشِ همروزگارانش در سرزمینهای دور پدیدار میشد درحالیکه در صومعهٔ خود میماند، بیماران را بیتوجه به نژاد یا منزلت شفا میداد، و در ۱۹۶۲ بهعنوانِ یکی از نخستین قدیسانِ آمریکای تبارِ آفریقایی، قدیس شمرده شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۸۴۵–۱۹۳۷
دربانی که کوهی بنا کرد
قدیس آندره بسهت (۱۸۴۵–۱۹۳۷)، برادر راهبِ ضعیفبنیه و تقریباً بیسواد که دههها به گشودن درِ کالجی در مونترال گذراند، شفای هزاران بیمار را به شفاعت قدیس یوسف نسبت داد و از نمازخانهای چوبی و کوچک آغاز کرد و بنایی ساخت که به عبادتگاه سنت ژوزف کوه رویال بدل شد، بزرگترین زیارتگاه قدیس یوسف در جهان. او در سال ۲۰۱۰ به قدیسیت رسید.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · آزار دِسیوس (۲۴۹-۲۵۱) تا فرمانروایی تئودوسیوس دوم (حدود ۴۴۷)
هفت خفتگان اِفِسُس
هفت جوان مسیحی اِفِسُس، که در دوران آزار دِسیوس در غاری دیوارگذاری شدند، گفته میشود نزدیک دو قرن خفتند و در دوران تئودوسیوس دوم بیدار شدند، رسواشده بهدست سکهای سیصد سال از رواج افتاده. داستانشان یکی از معدود روایاتی است که مسیحیان و مسلمانان مشترکاً گرامی میدارند، و مقبرهای در نزدیکی اِفِسُس در سالهای ۱۹۲۷-۲۸ کاوش شد.
بخوانید →