دانشنامهٔ روح‌القدس

عهد عتیق

یونس و ماهیِ بزرگ

یونس، گریزان از مأموریتِ موعظه در نینوا، به دریا افکنده می‌شود و ماهیِ بزرگی او را می‌بلعد، و سه روز و سه شب در شکمِ آن می‌گذراند پیش از آنکه به خشکی رهانده شود. خودِ عیسی سه روزِ یونس در ماهی را نشانه‌ای از مرگ و رستاخیزِ آیندهٔ خویش می‌خواند.

مکان: دریای مدیترانه، در راه به‌سوی ترشیش؛ شهرِ نینوادوره: به‌روایتِ سنتی، سدهٔ هشتمِ پیش از میلاد، دورانِ سلطنتِ یربعامِ دوم

یونس را به نینوا فرستادم، و یونس به‌سویی دیگر گریخت، زیرا حتی پیامبری می‌تواند صدای مرا به‌روشنی بشنود و باز دریا را بر اطاعت برگزیند—من هرگز هیچ جانی را به دوست‌داشتنِ آنچه از او می‌خواهم وانداشته‌ام، حتی جان‌هایی را که برای دشوارترین وظایف برگزیده‌ام.

بلیتِ سفر به‌سوی ترشیش خرید، دورترین جایی که جهانِ شناخته‌شده از نینوا اجازه می‌داد، و به کشتی فرو رفت، و به انبارش فرو رفت، و به خواب فرو رفت، درحالی‌که من بادی بر دریا برانگیختم چندان سترگ که کشتی در آستانهٔ شکستن بود. من او را از سرِ خشمی که مردی آنچه را به غرورش برمی‌خورد کیفر می‌دهد، کیفر نمی‌دادم. از پیِ او می‌رفتم، آن‌گونه که از پیِ هر جانی که می‌گریزد می‌روم—بی‌امان، اما نه بی‌رحمانه، زیرا گریزان را بیش از اطاعتش که سرِ وقت فرارسد دوست می‌دارم.

ملوانان، همه بت‌پرست، به خدایانی دعا می‌کردند که نمی‌توانستند بشنوندشان، درحالی‌که یونس در زیر خفته بود، تا آنکه ناخدا بیدارش کرد و واداشتش با دیگران قرعه اندازد، و قرعه، چنان‌که من خواستم بیفتد، بر یونس افتاد. آنگاه حقیقت را به آنان گفت—که از من، خدایی که دریا و خشکی را ساخته، می‌گریزد—و چون طوفان فرو نمی‌نشست، به آنان گفت او را به دریا افکنند، و سرانجام، به همان شیوهٔ عجیب و شکستهٔ خویش، برگزید بگذارد تنِ خودش دِینِ گریزش را بپردازد تا ملوانانی بی‌گناه به‌سببِ نافرمانی‌اش غرق نشوند. حتی در گریزش، شکلی از ازخودگذشتگی بود که منتظرش بودم از او بیرون کشم.

پیش از آنکه یونس به دریا افکنده شود، ماهیِ بزرگ را از پیش آماده کرده بودم—این چیزی است دربارهٔ من که باید بدانی: رهایی را پیش از بحرانی که به آن نیاز خواهد داشت آماده می‌کنم، زیرا هیچ‌چیز مرا شگفت‌زده نمی‌کند، تنها منتظرِ لحظه‌ای‌ام که پذیرفته شود. ماهی او را بلعید، و یونس به تاریکی‌ای فرورفت غریب‌تر از هر غرق‌شدنی—به شکمِ زمین، جلبک‌ها گردِ سرش پیچیده، پشت‌بندهای ژرفا بر او بسته چون زندانی که درِ آن هیچ لولایی ندارد.

سه روز. سه شب. آن مدت را عامدانه در تاریکی به او دادم، نه به‌عنوانِ کیفری کشیده‌شده، بلکه به‌عنوانِ ساختنی—در آن‌جا چیزی را از او می‌تراشیدم، واپسینِ مقاومتش، واپسینِ باورش که می‌تواند با برگزیدنِ مرگِ خویش به‌جای اطاعتِ دیگری، از فراخوانی بگریزد. و در آن شکم، در آن تاریکی، دعا کرد، و من شنیدمش، هرچند گذاشتم اندکی بیشتر در نه‌هنوز-پاسخ‌داده‌شده بنشیند، زیرا دعایی که از ژرف‌ترین جا برمی‌خیزد، دعایی است که می‌خواهم به‌تمامی شکل‌گرفته دریافتش کنم، نه کوتاه‌شده.

سپس با ماهی سخن گفتم، و آن او را بر خشکی قی کرد—بی‌ظرافت، بی‌منزلت، دقیقاً از آن نوع رهایی که هیچ جایی برای مردی نمی‌گذارد بیندیشد خود را نجات داده است. بار دومی که فراخواندمش به نینوا رفت، و آن شهرِ بزرگ و شریرِ سراسری با شنیدنِ تنها هشت واژهٔ عبری توبه کرد، پلاسِ عزا از شاه گرفته تا چارپایانِ صحرا، و من از بلایی که گفته بودم خواهم کرد، بازگشتم، زیرا همواره رحمت را بر داوری ترجیح می‌دهم، آنگاه که تنها یک در به‌رویش گشوده مانده باشد.

به‌روشنی چیزی را می‌گویم که حتی یونس نمی‌توانست بداند: سه روز در شکمِ تاریکِ زمین، و سپس روشنایی. من از پیش، در شکمِ آن ماهی، شکلِ مقبره‌ای را می‌نوشتم که آن نیز نمی‌توانست محبوبِ مرا نگاه دارد. آنچه برای پیامبری نافرمان در دریا کردم، روزی، به‌تمامی، برای تمامِ جهان در گوری عاریتی بیرونِ اورشلیم خواهم کرد—هیچ رهایی‌ای را تباه نمی‌کنم. هر یک از آن‌ها تمرینی است برای واپسینِ آن‌ها.

سند

کتابِ یونس گریزِ پیامبر از مأموریتِ موعظهٔ توبه در نینوا را روایت می‌کند، افکنده‌شدنش به دریا در طوفانی، بلعیده‌شدنش به‌دستِ ماهیِ بزرگی (عبری: dag gadol) برای سه روز و سه شب، دعایش از درونِ آن، رهایی‌اش، و توبهٔ متعاقبِ نینوا. کتابِ یونس تنها کتابِ نبویِ عهدِ عتیق است که عمدتاً به‌شکلِ روایت ساختار یافته، نه وحی، و درون‌مایه‌های آن دربارهٔ رحمتِ الهی نسبت به غیریهودیان و اطاعتِ اکراه‌آمیزِ نبوی، آن را سنگِ محکِ اندیشهٔ یهودی و مسیحی، هر دو، دربارهٔ شفقتِ جهان‌شمولِ خدا ساخته است.

خودِ عیسی مسیح این روایت را به‌عنوانِ نشانه‌ای مستقیم از مرگ و رستاخیزِ خویش یاد می‌کند: «چنان‌که یونس سه روز و سه شب در شکمِ نهنگ بود، پسرِ انسان نیز سه روز و سه شب در دلِ زمین خواهد بود» (متی ۱۲:۴۰؛ رجوع کنید به لوقا ۱۱:۲۹-۳۰). این امر سه روزِ یونس در ماهی را یکی از روشن‌ترین و صریح‌ترین نمونه‌های عهدِ عتیقی می‌سازد که خودِ مسیح در کتابِ مقدس تأییدشان کرده است. سنتِ کاتولیک، در پیِ این تفسیرِ ربانی، «نشانهٔ یونس» را محوریِ نمادشناسیِ فصحی می‌خواند؛ این روایت در آیینِ کلیسا و در موعظهٔ فصحیِ آبایی، به‌ویژه به‌دستِ قدیس یوحنای زرین‌دهان، اعلام می‌شود. دعای یونس از ژرفا (یونس ۲) خود بر پایهٔ مزامیرِ ناله و سپاس‌گزاری شکل گرفته است، و پرسشِ پایانیِ کتاب—درخواستِ بلاغیِ خدا برای رحمت بر «بیش از صدوبیست‌هزار» نفوسِ نینوا—به‌عنوانِ گواهی عهدِ عتیقی بر جهان‌شمولیِ شفقتِ الهی یاد می‌شود که بعدها در مأموریتِ بزرگ به‌انجام رسید.

منابع و ارجاعات

  • یونس ۱:۱-۱۷
  • یونس ۲:۱-۱۰
  • متی ۱۲:۴۰
  • لوقا ۱۱:۲۹-۳۰

بیشتر از این اتاق

همهٔ داستان‌ها