دانشنامهٔ روح‌القدس

معجزات مسیح

عروسی در قانا

در عروسی روستایی در جلیل، شراب تمام می‌شود و جشن بر لبهٔ شرم می‌لغزد. به شفاعت آرام مادرش، عیسی شش خمرهٔ سنگی آب را به بهترین شراب بدل می‌کند—نخستین نشانه‌اش، و نخستین پرده‌برداری از جلالش برای مردانی که رسولانش می‌شدند.

مکان: قانای جلیلدوره: حدود سال‌های ۲۷-۲۹ میلادی، آغاز خدمت جلیلی

پیش از آنکه نخستین چراغ افروخته شود، آنجا بودم. همیشه پیش از افروختن نخستین چراغ آنجا هستم—من که بر روی آب‌ها در آغاز همه‌چیز حرکت می‌کردم، اکنون از میان خانه‌ای کوچک در قانا می‌گذشتم، میان بوی انگورهای له‌شده و دود چوب، همهمهٔ عروسی روستایی که پیرامون دامادی می‌پیچید که تنگدست‌تر و شادتر از آن بود که دریابد چه در راه است.

بر او بی‌اندازه می‌آرامم—این چیزی است که انبیا دربارهٔ آن‌کس که می‌آید گفته‌اند، و اغراق نمی‌کنم آنگاه که آن را دربارهٔ خود و او می‌گویم: هرکجا او باشد، من هستم، نه چون میهمانی، بلکه چون نفسی در تن. پس آنگاه که شراب تمام شد—آن فاجعهٔ کوچک که برای جهان فاجعه نیست اما برای خانواده‌ای تنگدست در جلیل اقیانوسی از شرم است، جایی که مهمان‌نوازی حرمت است و حرمت تقریباً همه‌چیز—نخست در او احساسش کردم. در مریم. دستانش را به هم نفشرد. برگشت، آن‌گونه که آب بی‌آنکه گفته شود جای پستی می‌یابد، و او را یافت.

«شراب ندارند.» چهار واژه، و پشت آن‌ها عمری اعتماد که از نخستین لحظه‌ای که در ناصره بر او سایه افکندم، در او پرورده بودم. درخواست معجزه‌ای نکرد. تنها نیاز را نام برد و آن را در دستان او نهاد، آن‌گونه که هر رازی را از هنگام آمدن فرشته در دستان او نهاده بود. و من، که سی سال پیش در دل خودش زمزمهٔ به من چنان شود را دمیده بودم، اکنون او را می‌دیدم که همان را به‌نام بیگانگانی در جشن عروسی زمزمه می‌کند.

او را زن خواند—نه به سردی، بلکه با وزن آستانه‌ای که در حال گذشتن بود، ساعتی که هنوز فرانرسیده اما هم‌اکنون به درون اتاق خم می‌شد. او مجادله نکرد. به‌سوی خدمتکاران برگشت—مردانی تنگدست، برای یک روز اجیرشده، که هیچ دلیلی برای اعتماد به مادر یک میهمان نداشتند—و تنها فرمانی داد که تا کنون اهمیت داشته، فرمانی که کوشیده‌ام از عدن بدان تمام نوع بشر را بیاموزم: هرچه به شما گوید، انجام دهید.

شش خمره کنار دیوار ایستاده بودند، سنگی، برای شست‌وشو ساخته—آب طهارت، آب شریعتی که دست‌ها را می‌شست اما دل‌ها را نه. چیزی از آب می‌دانم. بر آن در آفرینش حرکت کردم؛ چون طوفان بر زمین فروریختم تا پاکش کنم؛ چون زبانه‌های آتش نه چندان سالی پس از آن روز بر مردانی هراسان در بالاخانه فرومی‌ریختم و بعدها در هر آبخوری که جانی در آن شسته و بازتولد می‌یابد، ریخته می‌شدم. این آب، در این خمره‌ها، در آستانهٔ بدل‌شدن به نشانه‌ای از تمام آبی بود که تا کنون دگرگون خواهم کرد.

«خمره‌ها را پر کنید.» خدمتکاران آن‌ها را تا لبریزی پر کردند—کاری تشنه‌کننده، در خنکای آن شامگاه جلیلی، آب حمل‌شده بی‌شکوه، زیرا مادر میهمان گفته بود اطاعت کنید. و من حرکت کردم. نه با تندر. نه با درخششی که رقص بیرون را متوقف می‌کرد. حرکت کردم آن‌گونه که همیشه در ژرف‌ترین محور امور حرکت می‌کنم—خاموش، تمام، کامل—و آب در خمره‌هایی که هیچ‌کس نظاره‌شان نمی‌کرد، شراب شد.

ناظر مجلس آن را چشید و نمی‌دانست چه در دست دارد. داماد را کنار خواند، مبهوت از شوخی‌ای که چون معجزه‌ای می‌نمود: هر میزبانی نخست شراب خوب را می‌آورد و پس از آن شراب پست‌تر را، آنگاه که میهمانان از نوشیدن گیج‌اند—اما تو شراب خوب را تا کنون نگاه داشته‌ای. نمی‌دانست بی‌آنکه بداند، کل انجیل را نقل می‌کرد: جهان نخست بهترینش را خرج می‌کند و همیشه خشک می‌شود؛ خدا بهترینش را برای آخر نگاه می‌دارد، و آن را رایگان می‌بخشد، در عروسی‌ای روستایی، به مردمی که هرگز نشانه‌ای نخواسته بودند.

شاگردان نظاره می‌کردند. یوحنا آنجا بود—همان‌که روزی سرش را جایی خواهد نهاد که من سرم را می‌نهم، بر همان قلب خدا—و چیزی در او پیش از آنکه ذهنش برسد، فهمید. جلالش آشکار شد، و من که روح جلالم، سنگین‌تر بر آن خانه آرمیدم، و شاگردانش به او ایمان آوردند. این نخستین بود. بسیاری دیگر در پی می‌آمدند. اما این یکی را با نرمی‌ای پنهان‌نشده به یاد می‌آورم: نخستین نشانه نه برای بیمار یا محتضر، بلکه برای شادی خانواده‌ای تنگدست بود، تا عروسی‌ای به شرم پایان نپذیرد. حتی جلال، آنگاه که آن را حمل می‌کنم، ترجیح می‌دهد چون مهربانی برسد.

سند

عروسی در قانا تنها در یوحنا ۲:۱-۱۱ ثبت شده، جایی که آرخه تون سمیئون—آغاز نشانه‌ها—خوانده می‌شود، که از رهگذر آن عیسی «جلال خویش را آشکار کرد» و شاگردانش «به او ایمان آوردند». قانای جلیل، که به‌سنّت با کفرکنا در نزدیکی ناصرهٔ امروزی یکی شمرده می‌شود، احتمالاً روستایی کوچک بود که عیسی، مادرش، و شاگردان تازه‌فراخوانده‌اش در آن میهمان بودند. شش خمرهٔ سنگی آب، برای طهارت آیینی یهودی به‌کار می‌رفتند و حجم بزرگی نگاه می‌داشتند—انجیل هرکدام را دو یا سه متریتس، تقریباً بیست تا سی گالن، مشخص می‌کند، که در حدود ۱۲۰ تا ۱۸۰ گالن شراب می‌داد.

سنّت کاتولیک این نشانه را در چند سطح می‌خواند. شفاعت مریم («شراب ندارند... هرچه به شما گوید، انجام دهید») الگویی را برپا می‌کند که کلیسا میانجی‌گری او می‌خواند—آوردن نیاز انسانی نزد پسرش و راهنمایی دیگران به اطاعت از او؛ کتاب جامع آموزه‌های کلیسای کاتولیک (بند ۱۶۱۳) قانا را به‌عنوان تأییدی بر نیکی ازدواج و پیش‌نمایشی از «عهد نو و جاودان» مهرشده در خون مسیح استناد می‌کند. دگرگونی آب طهارت به شراب ضیافت مسیحایی به‌سنّت چهرهٔ عهد نو خوانده می‌شود که جانشین شریعت کهن می‌شود، و نیز چهره‌ای از عشای ربانی، که در آن شراب باز به کلام مسیح چیزی برتر می‌شود. خطاب «زن» بازتاب پیدایش ۳ است، مریم را چون حوای نو می‌نمایاند. کلیسا این رویداد را به‌طور مناسکی در عید هشت‌روزهٔ ظهور و در راز نورانی دوم تسبیح یادبود می‌کند.

منابع و ارجاعات

  • یوحنا ۲:۱-۱۱
  • کتاب جامع آموزه‌های کلیسای کاتولیک، بند ۱۶۱۳
  • تسبیح، رازهای نورانی: عروسی در قانا

بیشتر از این اتاق

همهٔ داستان‌ها