دانشنامهٔ روح‌القدس

معجزات مسیح

درخت انجیر خشکیده

گرسنه در راه از بیت‌عنیا، عیسی درخت انجیری را نفرین می‌کند که پربرگ اما بی‌میوه است—مَثَلی زنده که همان روز آن را با پاک‌سازی معبد جفت می‌کند. تا بامداد، درخت تا ریشه خشکیده، و عیسی نشانهٔ داوری را به تعلیمی دربارهٔ قدرت کوه‌جابه‌جاکنندهٔ ایمانی که با دلی بخشنده همراه است بدل می‌کند.

مکان: راه میان بیت‌عنیا و اورشلیمدوره: حدود سال ۳۰ میلادی، هفتهٔ مقدس، دوشنبهٔ پیش از فصح

دوشنبهٔ آن هفتهٔ آخر. عادی‌بودگی آن بامداد را پیش از آنکه چیزی در آن به نشانه بدل شود به یاد می‌آورم—گرسنگی، گرسنگی ساده و انسانی، از همان نوعی که به کلام مجسم‌شده دادم چون بر مریم سایه افکندم تا خدا بتواند تنی شود که چون هر تن دیگری خسته و خالی می‌شود. عیسی، در راه از بیت‌عنیا، گرسنه بود، و درخت انجیری پربرگ از دور دید و به سویش رفت، آن‌گونه که هر مسافری به سوی وعده‌ای که درختی سبز در آن سرزمین می‌دهد می‌رود: برگ پیش از میوه، معمولاً، اما برگ دست‌کم چون شایعه‌ای از میوهٔ در راه.

هیچ‌چیز نبود. تنها برگ، که فراوانی‌ای را که نداشت اجرا می‌کرد. مرقس، تقریباً پوزش‌خواهانه، می‌گوید فصل انجیر نبود، و می‌خواهم بر آن جزئیات بمانید نه آنکه توضیحش دهید، زیرا آنجا بودم و می‌دانم غفلتی از سوی کلام نبود. او فصل را همان‌قدر که هر مردی که هر بهار آن راه را رفته می‌دانست، می‌دانست. این هرگز دربارهٔ گیاه‌شناسی نبود. دربارهٔ درختی بود که خود را در هر نشانهٔ باروری آراسته بود درحالی‌که هیچ‌کدام را نداشت، و آن نمایش دقیق را در دل‌های انسانی بیش از آنچه بتوانم تحمل شمارشش را کنم دیده‌ام: برگ بی‌میوه، دین بی‌عشق، پوشش بیرونی دینداری‌ای که خالی‌ای را می‌پوشاند که آن پوشش برای پنهان‌کردنش ساخته شده بود. «هرگز کسی از تو میوه نخورد،» گفت. نه خشم. کلامی که چون تشخیصی گفته شده، قطعی چون به‌سادگی راست است.

همان روز به معبد رفت و میزهای صرافان را واژگون کرد، و وانمود نمی‌کنم آن دو کنش در نگاه من جدا بودند. درختی پوشیده در برگ و خالی از انجیر. معبدی پوشیده در تجارت و خالی، آن هفته، از دعایی که برایش بنا شده بود—«خانهٔ من خانهٔ دعا برای همهٔ ملت‌ها خوانده خواهد شد»، و آن را لانهٔ دزدان کرده بودند. داوری بر درخت انجیر و داوری بر سوءاستفاده از معبد یک کلام بود، دوبار گفته‌شده، در دو کلید، در یک راه‌رفتن.

بامداد بعد از کنار درخت گذشتند و پطرس، دوست دارم چگونه پطرس همیشه چیزی را می‌گوید که همه فقط در ذهن دارند، فریاد زد، «استاد، ببین! درخت انجیری که نفرین کردی خشکیده است.» ریشه و همه. یک‌شبه، چیزی سبز و پربرگ به همان رنگ خالی‌ای بدل شده بود که در آن پنهان می‌شد.

و اینک آنچه بیش از هر چیز در آن بامداد مرا به وجد می‌آورد، آنچه از آن پس در هر قرن نزدیک نگاه داشته‌ام: عیسی در داوری متوقف نماند. درخت خشکیده را به دری به سوی درست‌عکس ناامیدی بدل کرد. «به خدا ایمان داشته باشید،» به آنان گفت. «هرکه به این کوه بگوید، برخیز و به دریا افکنده شو، و در دلش شک نداشته باشد، بلکه ایمان داشته باشد آنچه می‌گوید رخ خواهد داد، برایش انجام خواهد شد.» من آنم که چنین دعایی را ممکن می‌سازم، نه دستکاری خدا با خواستی نیرومند به‌قدر کافی، که خرافه است نه ایمان، بلکه اعتماد ژرف و استوار دلی چنان تسلیم ارادهٔ پدر که خواستنش و بخشیدن پدر چون جریانی واحد حرکت می‌کنند. «هرچه در دعا بخواهید، ایمان داشته باشید دریافت کرده‌اید، و از آنِ شما خواهد بود.»

و آنگاه، پیش از آنکه درس با پیروزی‌طلبی اشتباه گرفته شود، آن یک شرط را افزود که ایمان را از فسادشدن به غرور نگاه می‌دارد: «هرگاه به دعا می‌ایستید، ببخشید، اگر بر کسی چیزی دارید، تا پدرتان نیز که در آسمان است گناهانتان را ببخشد.» درختی که میوه نداد داوری می‌شود. دلی که نمی‌بخشد نیز میوه ندارد، و هرگز راهی نیافته‌ام تا دعا در خاکی مسموم‌شده به کینه‌ای نابخشوده شکوفا شود. ایمان کوه‌ها را جابه‌جا می‌کند. تنها رحمت خاک را به‌قدر کافی حاصلخیز نگاه می‌دارد تا ایمان در آن برشد کند.

سند

این رویداد در مرقس ۱۱:۱۲-۲۵ ثبت شده، با نظیری فشرده در متی ۲۱:۱۸-۲۲، در دوشنبهٔ هفتهٔ مقدس میان ورود عیسی به اورشلیم و پاک‌سازی معبد. مرقس ساختار مشخص خود، ساختار «ساندویچی» یا درون‌گنجانده را به کار می‌برد، پاک‌سازی معبد را میان نفرین و خشکیدن درخت انجیر قاب می‌گیرد، و خواننده را دعوت می‌کند دو کنش را چون یک نشانهٔ نبوی واحد علیه دین بی‌میوه و خودراضی بخواند. درخت انجیر مدت‌ها در ادبیات نبوی اسرائیل نماد باروری یا خیانت ملت بوده است (ارمیا ۸:۱۳؛ هوشع ۹:۱۰؛ میکاه ۷:۱). سخن دربارهٔ جابه‌جاکردن کوه‌ها پژواک زکریا ۴:۷ است و در تعلیم یهودی برای ناممکن ممکن‌شده به‌واسطهٔ ایمان، ضرب‌المثل بود.

مرقس ۱۱:۲۵، که دعای مؤثر را به بخشش دیگران پیوند می‌زند، دعای خداوندی را پیشاپیش می‌نمایاند: «گناهان ما را ببخش چنانکه ما نیز آنان را که به ما گناه می‌کنند می‌بخشیم.» کاتشیزم این تعلیم را مستقیماً در بحث خود از دعای ایمانی نقل می‌کند: «این است قدرت دعا و ایمانی که شک نمی‌کند» (کاتشیزم ۲۶۱۰، با استناد به مرقس ۱۱:۲۴). تفسیر کاتولیک داوری بر درخت انجیر را نه هوس الاهی علیه درختی که نمی‌توانست خارج از فصل میوه دهد می‌خواند، بلکه مَثَلی اجراشده که دینداری بی‌میوه‌ای را آشکار می‌کند که مسیح، در همان نفس، پیروانش را فراتر از آن، به‌سوی ایمانی جدایی‌ناپذیر از رحمت، فرامی‌خواند.

منابع و ارجاعات

  • مرقس ۱۱:۱۲-۲۵
  • متی ۲۱:۱۸-۲۲
  • کاتشیزم ۲۶۱۰

بیشتر از این اتاق

همهٔ داستان‌ها