معجزات مسیح
۲۲ معجزهٔ مستند در اتاق معجزات مسیح — هر یک با مکان، دوره و منابع پشت آن.
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۷-۲۹ میلادی، آغاز خدمت جلیلی
عروسی در قانا
در عروسی روستایی در جلیل، شراب تمام میشود و جشن بر لبهٔ شرم میلغزد. به شفاعت آرام مادرش، عیسی شش خمرهٔ سنگی آب را به بهترین شراب بدل میکند—نخستین نشانهاش، و نخستین پردهبرداری از جلالش برای مردانی که رسولانش میشدند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، میانهٔ خدمتِ جلیل
خوراکدادن به پنج هزار تن
بر تپهماهوری بر فرازِ دریای جلیل، جمعیتی هزاراننفره که عیسی را بهبیابان دنبال کرده بودند، خود را گرسنه و دور از هر شهری مییابند. از پنج نان و دو ماهیِ کوچک، که در دستانِ عیسی برکت داده و پاره شد، همه سیر میشوند و سبدها فزون میماند—تنها معجزهای که در هر چهار انجیل ثبت شده است.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، میانهٔ خدمت جلیلی
راه رفتن بر آب
پس از سیر کردن جمعیت، عیسی شاگردانش را پیشاپیش با قایق میفرستد و در پاس چهارم شب، بر دریای طوفانزده راهرفته، نزدشان میآید. پطرس، به آمدن نزد او دعوت شده، چند گام بر امواج راه میرود پیش از آنکه ترس بر او چیره شود و در آب فرورفتن آغاز کند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۳۰ میلادی، اندکی پیش از واپسین عید فصح
شفای بارتیمائوس نابینا
بیرون از اریحا، گدایی نابینا به نام بارتیمائوس، با وجود سرزنش جمعیت، عیسی را «پسر داوود» میخواند. فراخوانده میشود، ردایش را کنار میافکند، بینایی میخواهد و بینا میشود—سپس در راه از پی عیسی میرود، آخرین شفا پیش از ورود به اورشلیم.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۳۰ میلادی، اندکی پیش از فصح آخر
زندهکردن ایلعازر
در بیتعنیا، عیسی چهار روز پس از مرگ دوستش ایلعازر میرسد، بر سر مقبرهاش میگرید، و او را با صدایی بلند به زندگی فرامیخواند. بزرگترین نشانههای او، توطئه علیه او را شتاب میبخشد و بر آستانهٔ مصائب خودش میایستد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، میانهٔ خدمت جلیلی
دیوانهٔ جِراسینی
عیسی، در گذر به ساحل شرقی دریای جلیل، مردی را میبیند که هنگ کاملی از ارواح ناپاک تسخیرش کرده و برهنه میان گورها زندگی میکند. او دیوها را به گلهٔ خوکان میفرستد و آن مرد را بازمیگرداند، پوشیده و عاقل—الگویی که هر اخراج روحی از آن پس دنبال کرده است.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۸ تا ۳۰ میلادی، آغازِ خدمتِ جلیل
شفای مردِ مفلوج
در خانهای شلوغ در کفرناحوم، چهار مرد دوستِ مفلوجِ خود را از سقفی شکافته پایین میفرستند تا به عیسی برسد، که نخست گناهانش را میبخشد و سپس فرمانش میدهد برخیزد. این شفا بیایمانیِ کاتبان را آشکار میکند و نشان میدهد پسرِ انسان بر زمین اقتدار دارد که گناهان را بیامرزد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، اندکی پیش از سفر به اورشلیم
تجلی
بر کوهی بلند، عیسی پیش روی پطرس، یعقوب، و یوحنا دگرگون میشود، چهرهاش چون خورشید میدرخشد و جامهاش چون نور سفید میگردد، درحالیکه موسی و ایلیا کنارش پدیدار میشوند و صدای پدر او را پسر محبوب میخواند. این رویداد جلال الاهی مسیح را پیش از مصائبش تأیید میکند و رستاخیز را پیشاپیش مینمایاند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۳۰-۳۳ میلادی، روز سوم پس از مصلوبشدن، با ظهورهایی در چهل روز
رستاخیز
در روز سوم، عیسی مصلوب جسماً از مردگان برمیخیزد، مقبره خالی یافته میشود و حضور رستاخیزکردهٔ او را شاهدان بیشمار در چهل روز تأیید میکنند. رستاخیز، بهعنوان معجزهٔ مرکزی ایمان مسیحی، تأیید پدر بر پسر و ضمانت رستاخیز همهٔ مؤمنان است.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۸-۲۹ میلادی، خدمت جلیلی
بیوهٔ نائین
آنگاه که عیسی به شهر نائین نزدیک میشود، با دستهای تشییعکننده روبهرو میشود که تنها پسر بیوهزنی را حمل میکنند، و از سر شفقت تابوت را لمس میکند و به جوان فرمان میدهد برخیزد. این معجزه، بهگواهی جمعیتی بزرگ، قدرت مسیح بر مرگ و رحمت مهربانانهاش را برای سوگواران آشکار میکند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۸ میلادی، دورانِ خدمتِ جلیل
شفای غلامِ یوزباشی
افسری رومی در کفرناحوم، مردی که فرمان را در استخوانهایش میشناسد، پیام میفرستد که شایستهٔ آن نیست که عیسی به خانهاش درآید. «تنها کلامی بگو.» این نابترین اعترافِ ایمانی است که عیسی تا آن دم شنیده—و من همانم که آن را بر زبانِ بتپرستی نهادم.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۸ میلادی، آغاز خدمت جلیلی
طاهرشدن جذامی
مردی که بیماری او را ویران کرده، طبق شریعت از نزدیکشدن به هر جان زندهای منع شده، در میان راه زانو میزند و جرأت میکند بگوید «اگر بخواهی». عیسی دستش را دراز میکند و او را لمس میکند—نخستین لمسی که آن جذامی پس از سالها احساس میکند—و آن چهار کلمهای را میگوید که حکم مرگ زنده را باطل میکند: «میخواهم؛ طاهر شو».
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، خدمت جلیلی
زنی که به بیماری خونریزی مبتلا بود
دوازده سال خونریزی، دوازده سال ویرانی به دست طبیبان، دوازده سال ناپاک بودن برای هر دستی که میتوانست یاریش دهد. در ازدحام جمعیت، دست بهسوی دامن ردای او دراز میکند، مطمئن که همان لمس کافی است—و من همان یقین در انگشتان اویم.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، دوران خدمت جلیلی
زندهکردن دختر یایروس
رئیس کنیسهای پیش پای عیسی میافتد و برای دختر در حال مرگش التماس میکند، و ازدحام کند جمعیت آنان را به تأخیر میاندازد تا خبر میرسد که او مرده است. «مترس، فقط ایمان داشته باش.» عیسی دست سرد او را میگیرد و دو کلمهٔ آرامی بر زبان میآورد که هیچکس حاضر هرگز از یاد نبرد: «طَلیتا قُوم».
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۸ میلادی (صید نخست)؛ حدود سال ۳۰ میلادی، پس از رستاخیز (صید دوم)
صید معجزهآسای ماهی
دوبار تورها پس از شبی از کار صادقانه خالی بالا میآیند، و دوبار عیسی کلمهای میگوید که آنها را تا مرز شکستن پر میکند. صید نخست ماهیگیران را از قایقهایشان دور میخواند تا پیرویش کنند؛ صید دوم خداوند رستاخیزکرده، در بامدادی خاکستری پس از آنکه گویی جهان به پایان رسیده بود، پطرس را بازمیخواند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۹-۳۰ میلادی، عید خیمهها، خدمت اورشلیمی
مردِ نابینای مادرزاد
گدایی که از تولد نابینا بوده با گِلی از خاک و آبدهان مسح میشود و به شستوشو در برکهٔ سیلوحا فرستاده میشود. او بینا بازمیگردد—و باقی روز را در بازجویی، بیباوری، و اخراج به دست مردانی میگذراند که نمیتوانند معجزهای را تاب آورند که بهجای او، خودشان را محکوم میکند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۸-۳۰ میلادی، در جریانِ عیدی در اورشلیم
شفا در حوض بیتحسدا
کنارِ پنج رواقِ بیتحسدا در اورشلیم، مردی که سیوهشت سال منتظرِ شفا بوده، با آنکسی روبهرو میشود که منتظرِ بهجنبشدرآمدنِ آب نمیماند. عیسی پرسشی نافذ میپرسد—آیا میخواهی شفا یابی؟—و با یک واژه، آنچه را دههها نزدیکشدنِ ناکام هرگز نتوانست، بازمیگرداند، و نخستین ستیزِ آشکار بر سرِ هویتِ او چون پسرِ خدا را برمیافروزد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، خدمت جلیلی، عزلتی به سرزمین غیریهودیان
دختر زن سورُوفینیقی
در صور و صیدون بتپرست، مادری غیریهودی برای دخترش، که روحی ناپاک عذابش میدهد، التماس میکند و از سخنی سخت دربارهٔ نان فرزندان روی برنمیگرداند. هوش و فروتنی او عیسی را به بخشیدن شفایی از دور وامیدارد—بیلمسی، بیکلامی بر کودک—و ایمانی را میستاید که در اسرائیل مانندش نیافته بود.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، اندکی پس از تجلی
پسری با روح لال
در پای کوهی که جلال مسیح تازه در آن آشکار شده بود، شاگردانش نمیتوانند پسری را که از کودکی گرفتار روحی لال و تشنجآور بوده رها کنند. فریاد ناامیدانهٔ پدری—«ایمان دارم؛ بیایمانیام را کمک کن»—یکی از صادقترین دعاهای انجیلها میشود، و عیسی آنچه را نُه مرد نتوانستند بیرون میراند، و میآموزد که این نوع تنها با دعا بیرون میرود.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سالهای ۲۹ تا ۳۰ میلادی، در سفر بهسوی اورشلیم
شفای ده جذامی
ده جذامی از کنارهٔ روستایی میانِ سامره و جلیل فریاد برمیآورند، و عیسی آنان را، هنوز شفانایافته، بهسوی کاهنانی میفرستد که باید تطهیری را گواهی دهند که هنوز رخ نداده است. هر ده تن در راه شفا مییابند؛ تنها یکی، سامریای خوارشمرده، بازمیگردد تا سپاس گوید—و بیش از آن نُه تنِ دیگر مییابد.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۳۰ میلادی، هفتهٔ مقدس، دوشنبهٔ پیش از فصح
درخت انجیر خشکیده
گرسنه در راه از بیتعنیا، عیسی درخت انجیری را نفرین میکند که پربرگ اما بیمیوه است—مَثَلی زنده که همان روز آن را با پاکسازی معبد جفت میکند. تا بامداد، درخت تا ریشه خشکیده، و عیسی نشانهٔ داوری را به تعلیمی دربارهٔ قدرت کوهجابهجاکنندهٔ ایمانی که با دلی بخشنده همراه است بدل میکند.
بخوانید →
معجزات مسیح · حدود سال ۲۹ میلادی، دوران خدمت جلیلی، اندکی پس از تجلی
سکه در دهان ماهی
چون مأموران مالیات کفرناحوم میپرسند آیا عیسی مالیات معبد را میپردازد، او به پطرس آشکار میکند که بهعنوان پسر، هیچ بدهی به خانهٔ پدرش ندارد—و آنگاه، تا رنجشی پدید نیاید، پطرس را میفرستد تا از دریا همان ماهیای را بگیرد که در دهانش، دقیقاً همان سکهای را که آن لحظه میطلبد، حمل میکرده است.
بخوانید →