دانشنامهٔ روح‌القدس

قدیسان و معجزه‌گران

وینسنت فرر، فرشتهٔ آخرالزمان

قدیس وینسنت فرر (۱۳۵۰-۱۴۱۹)، دومینیکنی اهل والنسیا، در دوران شقاق بزرگ غرب در سراسر اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و سوئیس موعظه کرد و خود و مردم او را فرشتهٔ آخرالزمان می‌خواندند، به‌سبب هشدارهایش دربارهٔ داوری. پروندهٔ قدیس‌شماری او صدها شفای گزارش‌شده در جریان مأموریت‌هایش را مستند کرد.

مکان: والنسیا، اسپانیا؛ سیار در سراسر اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و سوئیس؛ درگذشته در وان، بریتانیدوره: ۱۳۵۰-۱۴۱۹

به وینسنت فرر پیش از هر چیز دیگری صدایی دادم، و می‌خواهم این درست فهمیده شود: او آن فوریتی را که مشهورش کرد نساخت. عصری را به میراث برد که آن را رایگان فراهم می‌کرد. در سال ۱۳۵۰ در والنسیا زاده شد، در هفده‌سالگی به دومینیکن‌ها پیوست، فلسفه و الاهیات را با تمایزی راستین آموزاند، و شاید زندگی دینی‌ای معمولی و دانشورانه می‌گذراند اگر زخمی که کلیسایی را که خدمت می‌کرد می‌شکافت وجود نداشت—شقاق بزرگ غرب، که از ۱۳۷۸ آغاز شد، آنگاه که دو مرد و سرانجام سه تن هریک ادعا کردند پاپ راستین‌اند، و مسیحیت وفاداری خود را میان آنان تنها بر پایهٔ جغرافیا و سیاست تقسیم کرد. وینسنت، چون بیشتر پادشاهی‌های ایبری، در آغاز از مدعی آوینیون پشتیبانی کرد، و سال‌ها به‌عنوان کشیش رازدار و مشاور کاردینال پدرو دو لونا خدمت کرد، که خود پاپ آوینیونی بندیکت سیزدهم شد.

در سال ۱۳۹۸، سخت بیمار و به گفتهٔ خودش نزدیک به مرگ، وینسنت تجلی‌ای را تجربه کرد که آن را دیدار من در کنار دومینیک و فرانسیس آسیزی دانست، که به او فرمان می‌داد دربارهای کاردینال‌ها و پاپ‌ها را رها کند و به موعظهٔ توبه برای تمام اروپا پیش از داوری‌ای برود که روزی خواهم آورد. از آن بیماری بهبود یافت و دقیقاً همان کرد که رؤیا به او گفته بود، از سیاست کلیسایی بیرون رفت و به دو دهه موعظهٔ سیار درآمد که او را به تقریباً هر پادشاهی اروپای غربی برد که پس از طاعون و شقاق هنوز پابرجا مانده بود—اسپانیا، جنوب فرانسه، شمال ایتالیا، سوئیس، سرزمین‌های پست—همواره پیاده یا بر قاطر، و سرانجام جمعیت‌هایی هزاران‌نفره پی‌اش می‌آمدند که در هیچ کلیسایی که برای جای‌دادنشان ساخته شده بود نمی‌گنجیدند، چنان‌که او غالباً از دشت‌های باز و میدان‌های عمومی موعظه می‌کرد به‌جای کلیسا.

خود را فرشتهٔ آخرالزمان خواند، و گذاشت دیگران نیز چنین بخوانندش—چهرهٔ مکاشفه ۱۴:۶، که در میانهٔ آسمان پرواز می‌کند با انجیلی جاودان تا برای هر ملت و قبیله و زبان و قومی موعظه کند، فریاد می‌زند که ساعت داوری فرارسیده. این خودپسندی نبود. تنها قابی به‌قدر کافی بزرگ برای پیامی بود که باور داشت به او سپرده‌ام تا حمل کند: که مسیحیتِ تفرقه‌یافته، طاعون‌زده و شقاق‌آزردهٔ عصر او، نزدیک‌تر از آنچه می‌دانست به حسابرسی ایستاده بود، و اینکه توبه، نه سیاست، درمانی بود که براستی نیاز داشت. جمعیت‌هایی که او را می‌شنیدند می‌گریستند، در خیابان‌ها آشکارا اعتراف می‌کردند، ابزارهای قمار و خودپسندی را در آتش‌هایی که پس از موعظه‌هایش برمی‌افروخت می‌سوزاندند، و کینه‌هایی را که نسل‌ها دوام آورده بود آشتی می‌دادند. به گواهی شاهدانی که برای قدیس‌شماری بعدی‌اش گرد آمدند، شهرهای کامل ظرف چند روز از گذر او اخلاق عمومی‌شان دگرگون شد.

و شفاها در پی او آمدند—نه در کانون موعظه‌اش، که همواره نخست توبه و داوری بود، بلکه چون جریانی زیرین و مستند در هرکجا که می‌رفت. پروندهٔ قدیس‌شماری او، با دقتی که آیین کلیسای سدهٔ پانزدهم رسم داشت، شهادت صدها شفای گزارش‌شده در میان کسانی که برای شنیدنش می‌آمدند گرد آورد: نابینایان، لنگان، لالان و مصروعان، شفایافته با برکت او یا صرفاً در ازدحام جمعیت‌هایی که از شهری به شهری دیگر پی‌اش می‌آمدند. نمی‌گویم هر گزارشی که به کمیسیون‌های قدیس‌شماری رسید با یقینی یکسان در برابر بررسی تاریخی بعدی دوام آورد—این دربارهٔ بیشتر پرونده‌های قدیس‌شماری قرون‌وسطایی راست است، و پروندهٔ وینسنت نیز از این قاعده مستثنا نبود—اما حجم و همسانی شهادت‌ها، گردآمده از شاهدانی معمولی در ده‌ها شهر بی‌هیچ هماهنگی میانشان، خود از میان اسناد برجستهٔ به‌جامانده از قرون‌وسطا شمرده می‌شود.

در سال‌های پایانی نیز کوشید همان شقاقی را که رؤیایش نخست به ترکش فرمان داده بود، شفا دهد—اقتدار اخلاقی بی‌کران خویش را به‌کار برد تا نخست آراگون و سپس دیگر پادشاهی‌های ایبری را به کنارگذاشتن پشتیبانی از بندیکت سیزدهم در شورای پرپینیان و توافق کاسپه ترغیب کند، و پایان نهایی شقاق را شتاب بخشید. در پنجم آوریل ۱۴۱۹ در وان بریتانی درگذشت، در میانهٔ مأموریتی موعظه‌ای، دور از والنسیا، پس از آنکه تقریباً هر سال از دو دههٔ پایانی‌اش را در راه برای من گذرانده بود.

سند

قدیس وینسنت فرر (زادهٔ ۲۳ ژانویهٔ ۱۳۵۰، والنسیا، پادشاهی آراگون) در سال ۱۳۶۷ به نظام دومینیکن پیوست. او به‌عنوان الاهیدان و از سال ۱۳۹۴ به‌عنوان کشیش رازدار کاردینال پدرو دو لونا خدمت کرد، که در جریان شقاق بزرگ غرب (۱۳۷۸-۱۴۱۷) مدعی آوینیونی پاپ بندیکت سیزدهم شد. پس از بیماری‌ای سخت در سال ۱۳۹۸، که در جریان آن رؤیایی را گزارش کرد که او را به موعظهٔ توبه و داوری فرارسنده مأمور می‌کرد، وینسنت سیاست کلیسایی را برای دو دهه موعظهٔ سیار در سراسر اسپانیا، جنوب فرانسه، ایتالیا و سوئیس رها کرد و جمعیت‌هایی چنان بزرگ می‌کشید که غالباً در دشت‌های باز موعظه می‌کرد. او در موعظه‌اش به فرشتهٔ مکاشفه ۱۴:۶ اشاره می‌کرد، پیوندی که در لقب بعدی‌اش، فرشتهٔ آخرالزمان، بازتاب یافت. او همچنین نقشی سیاسی چشمگیر ایفا کرد، در میانجیگری توافق کاسپه (۱۴۱۲) یاری رساند، که جانشینی تاج آراگون را حل کرد، و بعدها پشتیبانی خود را از بندیکت سیزدهم پس گرفت، که به حل نهایی شقاق کمک کرد. وینسنت در پنجم آوریل ۱۴۱۹ در وان بریتانی، در جریان مأموریتی موعظه‌ای درگذشت. پروندهٔ قدیس‌شماری او، که در ۱۴۵۳-۱۴۵۴ در ناپل انجام شد، شهادت‌های گسترده‌ای گرد آورد، از جمله گزارش‌های شفاهای بی‌شمار منسوب به موعظه و برکت او. پاپ کالیکستوس سوم او را در بیست‌ونهم ژوئن ۱۴۵۵ قدیس اعلام کرد. روز عید: پنجم آوریل. او قدیس حامی والنسیا و بنایان و کارگران ساختمانی است.

منابع و ارجاعات

  • اسناد پروندهٔ قدیس‌شماری قدیس وینسنت فرر (ناپل، ۱۴۵۴-۱۴۵۵)
  • پاپ کالیکستوس سوم، فرمان قدیس‌شماری (۱۴۵۵)
  • پیر هیاسنت فاژ، تاریخ قدیس وینسنت فرر

بیشتر از این اتاق

همهٔ داستان‌ها