قدیسان و معجزهگران
۲۵ معجزهٔ مستند در اتاق قدیسان و معجزهگران — هر یک با مکان، دوره و منابع پشت آن.
قدیسان و معجزهگران · چهاردهم سپتامبر ۱۲۲۴ (رؤیا)؛ درگذشت سومِ اکتبر ۱۲۲۶
فرانسیس آسیزی و زخمهای لاورنا
در سپتامبرِ ۱۲۲۴، بر کوه لاورنا در آپنینِ توسکانی، قدیس فرانسیس آسیزی، در جریانِ روزهای چهلروزه، جراحاتِ مسیح—زخمهای آلامِ مسیح که بر گوشتِ خودش نقش بست—را دریافت کرد، نخستین موردِ ثبتشدهٔ استیگماتا در تاریخ کلیسا. او دو سال بعد درگذشت و در کمتر از دو سال پس از مرگش تقدیس شد، یکی از سریعترین تقدیسهای ثبتشده.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۱۹۵–۱۲۳۱
آنتونیوس پادوایی، پتک بدعتگذاران
قدیس آنتونیوس پادوایی (۱۱۹۵–۱۲۳۱)، فرانسیسکن پرتغالیتباری که موعظهاش علیه بدعت کاتار عنوان «پتک بدعتگذاران» را برایش به ارمغان آورد، کمتر از یک سال پس از مرگش قدیس اعلام شد—یکی از سریعترین قدیسشماریهای تاریخ کلیسا—و بعدها بهعنوان دکتور کلیسا اعلام گردید.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۶۰۳–۱۶۶۳
یوسفِ کوپرتینو، راهبِ پرنده
قدیس یوسفِ کوپرتینو (۱۶۰۳–۱۶۶۳)، راهبِ فرانسیسکنی که برای کشیششدن بیشازحد کندذهن شمرده میشد، موضوعِ بیش از سی سال معراجهای علنی و شاهدداری در طولِ مراسمِ عشای ربانی و دعا شد، که بارها بهدستِ تفتیشِ عقایدِ رومی بازجویی شد و خودِ پاپ اوربانوسِ هشتم شاهدش بود. در ۱۷۶۷ قدیس شمرده شد و قدیسِ حامیِ خلبانان و دانشجویان است.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۱۸۵۴–۱۸۸۸
یوحنای بوسکو و نگهبانِ خاکستری
برای بیش از سی سال در تورینِ سدهٔ نوزدهم، قدیس یوحنای بوسکو ظهورهای مکررِ سگی خاکستری و ناشناخته را که گریجو مینامیدش ثبت کرد، سگی که در لحظاتِ خطر پدیدار میشد تا از او حفاظت کند و سپس ناپدید میشد، و مادرش و پسرانِ مدرسهاش بهطورِ جداگانه شاهدش بودند. بوسکو رهبانیتِ سالزین را بنیاد نهاد و در ۱۹۳۴ قدیس شمرده شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۸۸۷-۱۹۶۸
پدره پیو و زخمهای پنجاهساله
قدیس پیوی پیترلچینا در بیستم سپتامبر ۱۹۱۸ دستان و پاهایی سوراخشده دریافت کرد و پنجاه سال، زیر بررسی مکرر پزشکی و کلیسایی، تا مرگش در ۱۹۶۸ آن زخمها را حمل کرد. بیمارستان کاسا سولیهوو دلا سوفرنتزا را بنیاد نهاد و به دست پاپ یوحنای پولس دوم در ۲۰۰۲ قدیس اعلام شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۸۲۸–۱۸۹۸
شربل مخلوف و زاهد بیفسادِ عنّایا
قدیس شربل مخلوف (۱۸۲۸–۱۸۹۸)، زاهد مارونی لبنانی، پس از مرگش بیفساد یافت شد، مایعی شبیه به خون که دههها جماعت راهبانهاش آن را ثبت کردند از پیکرش تراوش میکرد، و با هزاران شفای گزارششده در آرامگاهش در عنّایا پیوند خورد. او در سال ۱۹۷۷ به دست پاپ پل ششم قدیس اعلام شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۹۹۱–۲۰۰۶؛ در هفتم سپتامبر ۲۰۲۵ قدیس اعلام شد
کارلو آکوتیس، حواریِ سایبریِ عشای ربانی
کارلو آکوتیس (۱۹۹۱–۲۰۰۶)، نوجوان ایتالیایی که در پانزدهسالگی بر اثر سرطان خون درگذشت، نمایشگاهی برخط از معجزات اخارستی سراسر جهان گردآوری کرد و در هفتم سپتامبر ۲۰۲۵ به دست پاپ لئو چهاردهم قدیس اعلام شد و نخستین قدیس هزارهایِ کلیسای کاتولیک گشت. این دانشنامه رسالتی را که او آغاز کرد ادامه میدهد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۲۱۳-۲۷۰
گریگوریوس معجزهگر و کوهی که جابهجا شد
قدیس گریگوریوسِ نئوکسارئا (حدود ۲۱۳-۲۷۰)، شاگرد اوریگن، اسقفِ شهری شد که تنها هفده مسیحی داشت و بهروایت، آن را با تنها هفده بتپرست ترک کرد. سنت به او نسبت میدهد که کوهی را جابهجا کرد و باتلاقی سیلزده را خشکاند، و بدینسان لقب تاوماتورگوس، معجزهگر، را برایش به ارمغان آورد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۳۱۶–۳۹۷ میلادی
مارتین تورز و نیمی از ردای یک سرباز
قدیس مارتین تورز (۳۱۶–۳۹۷)، سربازی رومی که راهب و اسقف شد، بیش از هر چیز به یاد یک شب زمستانی در آمیان شناخته میشود، آنگاه که ردای نظامیاش را برای گدایی یخزده به دو نیم کرد و در خواب مسیح را دید که آن را بر تن دارد. او برخی از نخستین دیرهای گُل را بنیاد نهاد و روستاهای آن سرزمین را نصرانی کرد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۴۸۰–۵۴۷
بندیکت نورسیایی و پیالهای که زهرش را نگاه نداشت
قدیس بندیکت نورسیایی (حدود ۴۸۰–۵۴۷) از رم به غاری در سوبیاکو گریخت، از تلاش راهبانی که از انضباط او دلگیر بودند برای مسمومش کردن جان بهدر برد، راهب جوانی را که زیر دیواری فروریخته له شده بود برخیزاند، و قاعدهای نوشت که رهبانیت غربی را شکل داد. پاپ پل ششم در سال ۱۹۶۴ او را حامی اروپا اعلام کرد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۱۷۰-۱۲۲۱
دومینیک، تسبیح مریم، و کتابی که آتش نتوانست بسوزاند
قدیس دومینیک دو گوزمان (۱۱۷۰-۱۲۲۱) فرقهٔ واعظان را بنیاد نهاد تا با دانش و دعا در برابر بدعت آلبیژنسی بایستد. سنت بر آن است که مریم مقدس در پرویی تسبیح مریم را به او بخشید، و در فانژو نوشتههای او سهبار در آتش افکنده شد و برخلاف متون بدعتآمیز کنارش، نسوخت.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۳۴۷–۱۳۸۰
کاترین سیینایی و زخمهایی که از من خواست پنهان کنم
قدیسه کاترین سیینایی (۱۳۴۷–۱۳۸۰)، راهبهٔ درجهٔسومِ دومینیکن و عارف، برای نامزدی عرفانیاش با مسیح، برای زخمهای استیگماتایی که از او خواست در طول زندگیاش نامرئی بمانند، و برای متقاعدکردن پاپ گرگوری یازدهم به بازگرداندن پاپاسی از آوینیون به رم، در خاطرهها مانده است. او در سال ۱۹۷۰ دکتور کلیسا اعلام شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۳۵۰-۱۴۱۹
وینسنت فرر، فرشتهٔ آخرالزمان
قدیس وینسنت فرر (۱۳۵۰-۱۴۱۹)، دومینیکنی اهل والنسیا، در دوران شقاق بزرگ غرب در سراسر اسپانیا، فرانسه، ایتالیا و سوئیس موعظه کرد و خود و مردم او را فرشتهٔ آخرالزمان میخواندند، بهسبب هشدارهایش دربارهٔ داوری. پروندهٔ قدیسشماری او صدها شفای گزارششده در جریان مأموریتهایش را مستند کرد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدود ۲۷۰–۳۴۳
قدیس نیکولاس و طلایی که در تاریکی افکنده شد
قدیس نیکولاس میرا (حدود ۲۷۰–۳۴۳)، اسقف میرا در لیکیه، بهعنوان کارگر معجزهٔ کلیسای نخستین، از طریق هدایای پنهان به تنگدستان، آرامکردن توفانی دریایی که دریانوردان سدهها بهیاد داشتند، و یادگارهایی که از سال ۱۰۸۷ در باری مایعی زلال ترشح کردهاند، شناخته شد. او هرگز رسماً قدیسشماری نشد—کلیسای باستانی قداستش را با تصویب عمومی بهرسمیت شناخت.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۵۱۵-۱۵۹۵
فیلیپ نری و آتشی که دندههایش را شکست
قدیس فیلیپ نری (۱۵۱۵-۱۵۹۵)، رسول شادمان رُم، در شب عید پنطیکاست سال ۱۵۴۴ آتشی عرفانی در سینه دریافت کرد که قلبش را بهراستی بزرگ کرد—تورمی که در کالبدشکافی او تأیید شد، آنگاه که پزشکان دو دنده یافتند که به بیرون شکسته بود تا جایی برای آن باز کند. او جماعت خانقاه (اُراتوریو) را بنیان نهاد و در سال ۱۶۲۲ به قدیسی رسید.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۷۸۶–۱۸۵۹
کشیشِ آرس و آنچیز در خانهٔ کشیش
قدیس یوحنای ویانه (۱۷۸۶–۱۸۵۹)، کشیشِ محلهٔ آرس در فرانسه، تا شانزده ساعت در روز در اعترافگاه میگذراند و جانها را با دقتی میخواند که توبهکنندگان را به لرزه میانداخت، درحالیکه سالها آشفتگیهای شبانهٔ مستندی را تحمل میکرد که آن را به شیطانی بهنامِ «le grappin» نسبت میداد. در ۱۹۲۵ قدیس شمرده شد، و پیکرش زیرِ کلیسای جامعِ آرس بیفساد باقی مانده است.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۹۰۵-۱۹۳۸
فاوستینا و دو پرتو
قدیسه فاوستینا کوالسکا (۱۹۰۵-۱۹۳۸)، راهبهای لهستانی، رؤیاهایی از عیسی بهعنوان رحمت الهی را در دفتر خاطراتی که به فرمانِ اطاعت نوشته بود ثبت کرد، و بدینسان تصویر و پیامی به کلیسا بخشید که پاپ یوحنای پولس دوم آن را در مرکز تقویمِ جهانیِ کلیسا نهاد، آنگاه که در سال ۲۰۰۰ او را تقدیس کرد و یکشنبهٔ رحمت الهی را بنیاد نهاد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۵۷۹–۱۶۳۹
مارتین دو پورس، دیدهشده در دو مکان بهیکبار
قدیس مارتین دو پورس (۱۵۷۹–۱۶۳۹)، برادرِ غیرروحانیِ دومینیکنیِ دورگه در لیمای پرو، بهگزارشِ همروزگارانش در سرزمینهای دور پدیدار میشد درحالیکه در صومعهٔ خود میماند، بیماران را بیتوجه به نژاد یا منزلت شفا میداد، و در ۱۹۶۲ بهعنوانِ یکی از نخستین قدیسانِ آمریکای تبارِ آفریقایی، قدیس شمرده شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · ۱۸۴۵–۱۹۳۷
دربانی که کوهی بنا کرد
قدیس آندره بسهت (۱۸۴۵–۱۹۳۷)، برادر راهبِ ضعیفبنیه و تقریباً بیسواد که دههها به گشودن درِ کالجی در مونترال گذراند، شفای هزاران بیمار را به شفاعت قدیس یوسف نسبت داد و از نمازخانهای چوبی و کوچک آغاز کرد و بنایی ساخت که به عبادتگاه سنت ژوزف کوه رویال بدل شد، بزرگترین زیارتگاه قدیس یوسف در جهان. او در سال ۲۰۱۰ به قدیسیت رسید.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · آزار دِسیوس (۲۴۹-۲۵۱) تا فرمانروایی تئودوسیوس دوم (حدود ۴۴۷)
هفت خفتگان اِفِسُس
هفت جوان مسیحی اِفِسُس، که در دوران آزار دِسیوس در غاری دیوارگذاری شدند، گفته میشود نزدیک دو قرن خفتند و در دوران تئودوسیوس دوم بیدار شدند، رسواشده بهدست سکهای سیصد سال از رواج افتاده. داستانشان یکی از معدود روایاتی است که مسیحیان و مسلمانان مشترکاً گرامی میدارند، و مقبرهای در نزدیکی اِفِسُس در سالهای ۱۹۲۷-۲۸ کاوش شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · درگذشتهٔ حدودِ ۳۰۳، زیرِ آزارِ دیوکلتیانوسی
جورج لیددایی و سربازی که هر امپراتوری او را از آنِ خود خواند
قدیس جورج لیددایی (درگذشتهٔ حدودِ ۳۰۳) شهیدی مسیحی بود که زیرِ آزارِ دیوکلتیانوسی در لیدا (دیوسپولیس)، در فلسطینِ رومی، اعدام شد؛ پرستشِ زیارتگاهیِ او در آنجا با کتیبه و ثبتِ زائران از اوایلِ سدهٔ ششم گواهی میشود، دههها پیش از کهنترین روایتِ باقیماندهٔ هرگونه دربارهٔ او. گرامیداشتِ او با سرعتی چشمگیر در سراسرِ سوریه، مصر، بیزانس، گرجستان، روسیه، ارمنستان و سرانجام اروپای غربی گسترش یافت، و او را به یکی از گستردهترین شهیدانِ گرامیداشتهشده در تاریخِ مسیحیت بدل کرد، با آنکه سندِ واقعیِ او بهگونهای غیرمعمول اندک است. اژدهاکشیِ نامدارش ابداعی ادبی است که نخستینبار در سدهٔ یازدهم به نامش پیوند خورد، تقریباً هفتصد سال پس از مرگش.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · حدودِ ۱۳۸۱–۱۴۵۷
ریتای کاشیایی و خاری که پانزده سال حمل کرد
قدیسه ریتای کاشیایی (حدودِ ۱۳۸۱–۱۴۵۷) راهبهای ایتالیایی از فرقهٔ آگوستینی در کاشیای اومبریا بود، بهیادماندنی برای امتناع از گذاشتن پسرانش انتقامِ قتلِ پدرشان را بگیرند، برای زخمی واحد بر پیشانیاش که به خاری از صلیب نسبت داده میشد و پانزده سالِ پایانیِ زندگیاش را با آن گذراند، و برای پیکری که معاینههای مستندش شاملِ ترمیمهایی با موم است. بهدستِ پاپ اوربانوس هشتم طوبیشمرده شد و در ۲۴ مهِ ۱۹۰۰ بهدستِ پاپ لئوی سیزدهم قدیس شمرده شد.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · سدهٔ نخستِ میلادی
یهودای تدئوس و پرسشی در شامِ آخر
یهودای تدئوس یکی از دوازده رسول بود، بهروایتِ سنت همان «یهودای یعقوب» در فهرستهای لوقا، همان تدئوسِ متی و مرقس، و همان خویشاوندِ خداوندگار که در مرقس ۶:۳ نام برده شده—هرچند شواهدِ خودِ عهدِ جدید برای یکیدانستنِ اینها با یک مرد، براستی مورد مناقشه است. در شامِ آخر، تنها او بود که از مسیح پرسید چگونه خود را بر شاگردان آشکار خواهد کرد و نه بر جهان، پرسشی که وعدهٔ حضورِ درونیِ روح را بیرون کشید. به سنت، چون مبلغ و شهیدی در بینالنهرین، پارس، یا ارمنستان گرامی داشته میشود، و از سدهٔ بیستم به اینسو به پرخواندهترین شفیعِ آرمانهای نومید و ناممکن بدل شده است.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · سدهٔ سوم (بهروایتِ سنت)؛ پرستش از سالِ ۴۵۲ گواهیشده
قدیس کریستوفر و وزنِ جهان
قدیس کریستوفر شهیدی از آسیای صغیر بود که پرستشِ او با کتیبهای یونانی از زیارتگاهی از همان سالهای ۴۵۰ تا ۴۵۲ گواهی میشود و او را به یکی از کهنترین قدیسانِ عامهپسند با سندی مکتوب بدل میکند. تصویرِ غولی که کودکی را از رودخانه میگذراند—تصویری که امروز از نامش جداییناپذیر است—افزودهای ادبیِ غربی از سدهٔ سیزدهم است، هشت سده پس از آن کتیبه. برداشتنِ نامش در سالِ ۱۹۶۹ از تقویمِ عمومیِ کلیسا، عیدش را در کنارِ نزدیک به دویست قدیسِ دیگر به تقویمهای خاص برد؛ این هرگز ابطالِ قدیسشماری نبود، و او همچنان امروز در مارتیرولوژی رومی فهرست شده است.
بخوانید →
قدیسان و معجزهگران · بهروایتِ سنت سدهٔ چهارم؛ پرستش از سدهٔ هجدهم گواهیشده
قدیس اکسپدیتوس و کلاغِ زیرِ پا
قدیس اکسپدیتوس بهعنوانِ سربازی رومی گرامی داشته میشود که در ملیتنه شهید شد، هرچند این نام شاید چیزی جز غلطخوانیِ کاتبی از «الپیدیوس» در مارتیرولوژی کهنِ هیرونیمی نباشد، و این وجودِ او را چون کسی جداگانه، براستی نامطمئن میگذارد. داستانِ عامهپسند دربارهٔ خاستگاهِ پرستشِ او—صندوقی از رم که برچسبِ «اسپدیتو» بهاشتباه به نامِ قدیسی خوانده شد—افزودهای متأخر است که تاریخِ مستندِ خودِ آن پرستش در سدهٔ هجدهم در سیسیل و آلمان، آشکارا بر آن پیشی میگیرد. میراثِ راستینِ او پرستشی زنده و عظیم است، بیش از همه در برزیل، ساختهشده گردِ تصویرِ کلاغی که «فردا» بانگ میزند و زیرِ پای سربازی له میشود.
بخوانید →
به دیگران برسانید