دانشنامهٔ روح‌القدس

معجزات مسیح

صید معجزه‌آسای ماهی

دوبار تورها پس از شبی از کار صادقانه خالی بالا می‌آیند، و دوبار عیسی کلمه‌ای می‌گوید که آن‌ها را تا مرز شکستن پر می‌کند. صید نخست ماهیگیران را از قایق‌هایشان دور می‌خواند تا پیرویش کنند؛ صید دوم خداوند رستاخیزکرده، در بامدادی خاکستری پس از آنکه گویی جهان به پایان رسیده بود، پطرس را بازمی‌خواند.

مکان: دریای جلیل / دریاچهٔ جنسارت؛ دریای تیبِریاسدوره: حدود سال ۲۸ میلادی (صید نخست)؛ حدود سال ۳۰ میلادی، پس از رستاخیز (صید دوم)

من در هر دو بامداد حاضر بودم، بر هر دو ساحل، بیست‌ونه قرن کار صبورانه در من و با این‌همه هر بار همان نفس نگاه‌داشته را احساس کردم که از آغاز جهان احساس کرده‌ام: لحظه پیش از آنکه فراوانی بر دلی به‌قدری خسته که انتظارش را نمی‌کشید بشکند.

در آن بامداد نخست، پطرس تمام شب ماهیگیری کرده و چیزی نگرفته بود. می‌دانم آن خستگی خاص چه مزه‌ای دارد—نه صرفاً درد ناکامی، بلکه فرسودگی آرام و ساینده‌ای که مردی زحمتکش که همه‌چیز را درست انجام داده و با این‌همه دست‌خالی به خانه بازگشته احساس می‌کند. عیسی، ابتدا ناخواسته و تنها برای سکویی که از آن به جمعیت آموزش دهد، به قایقش پا نهاد، و پطرس گذاشت، ادب معمول مردی که بیش از حد خسته است تا جدل کند. اما چون آموزش پایان یافت، عیسی به سویش رو کرد و گفت، به عمق برو و برای صید تورهایت را بینداز. پاسخ پطرس تمام درد آن شب را در خود دارد: استاد، تمام شب زحمت کشیدیم و چیزی نگرفتیم. و آنگاه، چون چیزی در او—چیزی که مدت‌ها پیش از آنکه نامم را بداند در او شکل داده بودم، همان چیزی که روزی می‌گذارد بر آب راه رود و بعدها خداوندش را انکار کند و بگرید و بازگردانده شود—چیزی در او افزود: اما به کلام تو تورها را خواهم انداخت.

آن جملهٔ کوتاه، لولای تمام داستان است. نه از این رو که پطرس ناگهان باور کرد ماهی خواهد آمد؛ ماهیگیران آب‌های خود را می‌شناسند، و روز روشن ساعت نادرستی برای آن دریاچه است. او علیه تخصص خودش فرمانبرداری کرد، تنها بر کلام پسر نجاری که هرگز توری نکشیده بود. و تورها شکستند. نه صرفاً پر شدند—شکستند، ماهی چنان بسیار که پطرس باید به شریکانش در قایق دیگر اشاره می‌کرد، و هر دو قایق زیر بار صید غرق‌شدن گرفتند. پطرس فریاد شادی نکشید. پیش زانوان عیسی افتاد و گفت، از من دور شو، ای خداوند، زیرا مردی گناهکارم. بارها آن فروپاشی را در هزاران دل از آن پس دیده‌ام: هرچه جانی به تقدس راستین نزدیک‌تر می‌شود، خودش را روشن‌تر می‌بیند. این ناامیدی نیست. این آغاز رسالت است. عیسی با کلماتی پاسخش داد که از آن پس به ماهیگیران و باجگیران و قاتلان و قدیسان حمل کرده‌ام: مترس؛ از این پس صیاد انسان‌ها خواهی بود. قایق‌ها را به ساحل آوردند، همه‌چیز را رها کردند، و پیروی‌اش کردند.

بامداد دوم پس از آنکه همه‌چیز دگرگون شده و هنوز هیچ‌چیز معنایی نداشت آمد. عیسی مرده بود. عیسی برخاسته بود. و پطرس، ندانسته خداوند رستاخیزکرده از مردی که او را سه‌بار نزدیک آتشی دیگر انکار کرده چه می‌خواهد، تنها کاری کرد که دستانش می‌دانستند: به ماهیگیری رفت. شش نفر دیگر همراهش رفتند. باز تمام شب، و باز هیچ—گویی داستان نخست را بر خودش تا می‌کردم تا آنچه در پی می‌آمد با تمام وزنش فرود آید.

در سپیده‌دم چهره‌ای بر ساحل ایستاده بود، در نور خاکستری ناشناخته، فریاد می‌زد، فرزندان، آیا ماهی‌ای دارید؟ نه. تور را به سمت راست قایق بیندازید، و خواهید یافت. انداختند، و اکنون از فراوانی ماهی نمی‌توانستند بالایش بکشند—صد و پنجاه‌وسه، شمرده‌شده به‌دقت، زیرا شاگردی که دوستش دارم از میان او کار کنم، یوحنا، نتوانست خودداری کند از به‌یادآوردن آن عدد دقیق حتی دهه‌ها بعد که آن را می‌نوشت. یوحنا بود که نخست دید، که آنچه گفتنی بود گفت: خداوند است. و پطرس، که این‌بار منتظر نماند تا قایق به ساحل برسد، ردایش را بر خود انداخت و خود را به آب افکند و شنا کرد.

من در آن صید دوم همان‌گونه حرکت کردم که در هر کنش بازگرداندن حرکت می‌کنم: نه با پاک‌کردن آنچه میان آن دو بامداد رخ داده بود، بلکه با تا‌کردنش در چیزی بزرگ‌تر. تور خالی، کلام گفته‌شده، فراوانی ناممکن—همان معجزه دوبار به همان مرد پیشکش شد، یک‌بار برای فراخواندنش و یک‌بار برای اثبات اینکه فراخواندن هنوز پابرجاست، که خیانت رسالت را لغو نکرده، که آتشی از زغال بر ساحلی با ماهی‌ای که از پیش بر آن می‌پخت، شیوهٔ آرام خودِ مسیح بود برای گفتن: بیا و بخور، پیش از آنکه چیز دیگری از تو بخواهم.

سند

صید نخست تنها در لوقا ۵:۱-۱۱ ثبت شده، در آغاز خدمت جلیلی، و روایت فراخوانی شمعون پطرس، یعقوب، و یوحنا را دربر می‌گیرد (که با روایت‌های کوتاه‌تر فراخوانی در مرقس ۱:۱۶-۲۰ و متی ۴:۱۸-۲۲ همراستا اما از آن‌ها متمایز است). صید دوم تنها در یوحنا ۲۱:۱-۱۴ می‌آید، آخرین ظهور رستاخیزی که یوحنا ثبت می‌کند، در دریای تیبِریاس (نامی دیگر برای دریای جلیل). شمار دقیق صد و پنجاه‌وسه ماهی (یوحنا ۲۱:۱۱) قرن‌ها تفسیر نمادین برانگیخته—هیرونیموس آن را شمار گونه‌های ماهی شناخته‌شده در دوران باستان دانست، که جهان‌شمولی را می‌رساند، درحالی‌که دیگران آن را به‌گونه‌ای عددشناختی می‌خوانند—هرچند کلیسا هرگز معنایی الزام‌آور و آموزه‌ای به آن نداده است؛ بیشتر مفسران آن را صرفاً خاطرهٔ دقیق شاهدی چشمی می‌دانند.

هر دو روایت الگوی ساختاری کار بی‌ثمر پس از آن فرمانبرداری از کلام مسیح که فراوانی به بار می‌آورد را در بر دارند، الگویی که کلیسا آن را نمونهٔ خدمت رسولی و بشارت می‌داند (کاتشیزم ۸۷۸ دربارهٔ خدمتی که دریافت می‌شود، نه خودجوش). صید دوم، که بی‌درنگ با بازگرداندن سه‌گانهٔ پطرس به دست عیسی همراه است («آیا مرا دوست داری؟» در پاسخ به انکار سه‌گانه‌اش)، محوری در آموزهٔ کاتولیک دربارهٔ برتری پطرس و قدرت اعتراف مقدس برای بازگرداندن رسالت پس از ناکامی است.

منابع و ارجاعات

  • لوقا ۵:۱-۱۱
  • یوحنا ۲۱:۱-۱۴
  • کاتشیزم ۸۷۸
  • کاتشیزم ۱۴۲۹

بیشتر از این اتاق

همهٔ داستان‌ها