دانشنامهٔ روح‌القدس

تأمل — سخنی که به قرعه درآمد

هر قدر بخواهید اینجا بمانید

گرسنه بودند، پس یکی را با پولی که داشتند به شهر فرستادند تا نان بخرد، سریع و آرام، و بفهمد شکار چگونه پیش می‌رود.

گرسنه بودند، پس یکی را با پولی که داشتند به شهر فرستادند تا نان بخرد، سریع و آرام، و بفهمد شکار چگونه پیش می‌رود. او از غار به بامدادی نزدیک به دویست سال گسترده بیرون آمد. و صلیبی بر دروازهٔ اِفِسُس بود.

برگرفته ازهفت خفتگان اِفِسُستمام شگفتی را بخوانید

بنشین. اگر می‌توانی گوشی را وارونه روی میز بگذار.

پایین‌تر یک جمله هست، همین لحظه از میان همهٔ شگفتی‌های نوشته‌شده در این صفحات بیرون کشیده شده. نه انسانی آن را برای تو برگزیده، نه الگوریتمی که چیزی دربارهٔ تو بداند. همان‌گونه که هست بپذیرش.

با دایره نفس بکش. جمله را آهسته چهار پنج بار بخوان تا واژه‌ای بیرون بزند — سپس بر همان واژه بمان. تمام روش همین است. هزار و پانصد سال قدمت دارد و چیز دیگری در آن نیست.

اگر هرگز این کار را نکرده‌اید

  1. 1

    جمله را یک بار بخوانید — اگر تنهایید، بلند.

  2. 2

    بی‌آنکه چیزی بخوانید، چهار دور با دایره نفس بکشید.

  3. 3

    دوباره بخوانید و ببینید کدام واژه رهایتان نمی‌کند.

  4. 4

    همان یک واژه را به خدا بگویید، به همان شیوه که او را می‌خوانید.

  5. 5

    در سکوتی که پس از آن می‌آید بمانید. همان سکوت مقصود است؛ واژه‌ها تنها در بودند.