دانشنامهٔ روح‌القدس

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام

۱۳ معجزهٔ مستند در اتاق اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام — هر یک با مکان، دوره و منابع پشت آن.

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سال‌های ۵۳-۵۵ میلادی، در سومین سفر رسالتی پولس

پسران اسکیوا

در اِفِسُس، هفت پسر یک کاهن اعظم یهودی کوشیدند دیوی را با فراخواندن نام عیسی چون فرمولی جادویی بیرون رانند، بی‌ایمان و بی‌آن روحی که تنها او آن نام را قدرت می‌بخشد؛ مرد تسخیرشده بر آنان چیره شد و لباسشان را درید. شهر وحشت‌زده کتاب‌های جادوی خود را سوزاند. این رویداد آشکار کرد که نام مسیح را نمی‌توان چون طلسمی به کار برد.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سال‌های ۳۴-۳۶ میلادی، اندکی پس از شهادت استیفان

شمعون جادوگر

شمعون، جادوگری که سامره را با جادوی خود شگفت‌زده کرده بود، با موعظهٔ فیلیپس ایمان آورد و تعمید گرفت، اما سپس به پطرس و یوحنا پول پیشنهاد کرد تا قدرت عطای روح‌القدس از راه دست‌گذاری را بخرد. پطرس او را سخت توبیخ کرد، و نام آن جادوگر ریشهٔ واژهٔ «سیمونی» شد، خرید و فروش آنچه تنها از آنِ خداست.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سال‌های ۴۹-۵۱ میلادی، در دومین سفر رسالتی پولس

کنیز جوان در فیلیپی

در مستعمرهٔ رومی فیلیپی، کنیزی جوان که روحی غیب‌گو تسخیرش کرده بود، روزهای بسیار در پی پولس و همراهانش می‌رفت و سخنانی درست دربارهٔ رسالتشان بانگ می‌زد تا آنکه پولس، خسته از تأییدی از منبعی بیگانه، آن روح را به نام عیسی مسیح بیرون راند؛ برده‌دارانش، که سودشان از غیب‌گویی او رفته بود، پولس و سیلاس را کتک زدند و به زندان انداختند.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · حدود سال‌های ۴۵-۴۷ میلادی، در نخستین سفرِ رسالتیِ پولس

الیماس جادوگر

در قبرس، جادوگری به‌نام بریشوع، ملقب به الیماس، در برابر سرگیوس پولوس، والی رومی، با پولس مخالفت کرد و کوشید او را از ایمان بازگرداند؛ پولس، پر از روح‌القدس، او را محکوم کرد و نابینایی‌ای موقت بر او فرود آورد، برابر با همان تاریکی‌ای که به دیگران فروخته بود، و والیِ شگفت‌زده به تعلیم خداوند ایمان آورد.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · سدهٔ نخست میلادی، طی و پس از خدمت جلیلی مسیح

مریم مجدلیه و هفت دیو

لوقا و مرقس ثبت می‌کنند که هفت دیو از مریم مجدلیه بیرون رفت، زنی که سپس دارای منابعی شد که خدمت مسیح را حمایت می‌کرد، بر صلیب ایستاد آنگاه که بیشتر دیگران گریخته بودند، و نخستین شاهد رستاخیز بود؛ سنت غربیِ قرون‌وسطا به‌نادرست او را با زن گناهکار لوقا ۷ و با مریم بیت‌عنیا درآمیخت، درهم‌آمیزی‌ای که اصلاح تقویم رومی در سال ۱۹۶۹ آن را تصحیح کرد.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · ۱۸۸۴-۱۸۹۰

رؤیای لئوی سیزدهم

بنا بر سنت، پاپ لئوی سیزدهم (۱۸۷۸-۱۹۰۳) در حین میسای شکرگزاری در واتیکان رؤیایی دید از ارواح شیطانی که بر رم گرد می‌آمدند، و در پی آن دعای کوتاه به قدیس میکائیلِ رئیس فرشتگان را سرود، دعایی که در ۱۸۸۶ برای اسقفان جهان فرستاده شد و تا اصلاح آیین عبادت در ۱۹۶۴ زانوزده پس از هر میسای ساده خوانده می‌شد. او همچنین متنِ بلندِ اخراج ارواح در برابر شیطان و فرشتگان مرتد (۱۸۹۰) را نوشت که در آیین رومی جای گرفت و کاربردش به کشیشان مجاز محدود شد. گزارش آن رؤیا تنها در دو خاطرهٔ میانهٔ سدهٔ بیستم بر جای مانده است.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · ۱۹۱۳-۱۹۲۰

اخراج ارواح در پیاچنزا

زنی شوهردار و بی‌نام از پیاچنزا، مادرِ دو فرزند، از ۲۳ آوریل ۱۹۱۳ گرفتار بود تا ۲۳ ژوئن ۱۹۲۰ که در صومعهٔ راهبانِ سانتا ماریا دی کامپانیا رهایی یافت. اسقف جووانی ماریا پلیتزاری، با وجود تردیدِ جن‌گیر پدر پیِر پائولو ورونزی، به این اخراج ارواح فرمان داد؛ دکتر لوپی، مدیر بیمارستان، بر پایهٔ پیمانی از صداقتِ دوسویه حاضر بود و پدر جوستینو همه‌چیز را تندنویسی کرد—مستندسازی‌ای کمیاب برای سال ۱۹۲۰، که از راه گزارش‌های رنتزو آلگری منتقل شد و گابریله آمورت آن را در L'ultimo esorcista (۲۰۱۲) بازگفت.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · ۱۹۸۱-۱۹۸۸

آنجلو باتیستی: مردی که خاموش شد

آنجلو باتیستی کارمند دبیرخانهٔ دولتیِ واتیکان و مدیر و نخستین رئیسِ کاسا سولیه‌وو دلا سوفرنتزا، بیمارستان بنیادنهادهٔ پدره پیو، و دوستِ نزدیک او بود؛ در ۱۹۶۲ نامه‌هایی را که در آن‌ها اسقف کارول ووی‌تیوا دعای پدره پیو را برای واندا پولتاوسکای پزشکِ روبه‌مرگِ کراکوفی خواسته بود، شخصاً به سن جووانی روتوندو برد. از مهِ ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۸ جن‌گیرانی که بر او دعا خواندند او را تسخیرشده می‌دانستند—پرونده‌ای بی‌هیچ علتِ یافتنی، همراه با خاموشی، خشونتِ شبانه در خانه، و هیچ واکنشی در حین آیین. در ۱۹۸۸ نزدیک مونته سن ساوینو، بی‌آنکه حتی یک اخراج ارواح آنجا انجام شود، تنها با نزدیک ماندن به کشیشی محلی که هرگز به سراغش نرفت، رهایی یافت. پدر گابریله آمورت این پرونده را در سه کتاب جداگانه گزارش کرده است.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · ۱۹۸۷

دیوی که ساعت را نام برد

در ۲۱ فوریهٔ ۱۹۸۷، در مجموعهٔ آنتونیانوم در ویا مرولانای رم، پدر گابریله آمورت نخستین اخراج ارواحِ کارِ خود را بدون حضور آموزگارش پدر کاندیدو آمانتینی انجام داد. آن شخص کارگری جوان از حومهٔ روستایی رم بود که در خلسه تنها انگلیسی سخن می‌گفت، زبانی که نمی‌دانست. با رسیدن به دعای امریِ آیین، آن روح نام خود را لوسیفر گفت، تن آن مرد خشک شد و حدود نیم‌متر از صندلی بالا رفت—تنها معلق شدنی که آمورت در سی سال این خدمت گزارش کرد—و در بازگشت، به انگلیسی اعلام کرد که در ۲۱ ژوئن خواهد رفت. آمورت آن هفته را عامدانه خالی گذاشت؛ در قرار بعدی آن مرد آرام بود، یک سلام مریمِ کامل خواند و بازگفت که در ساعتِ نام‌برده، تنها بر تراکتور خود در مزرعه، فریادی کشیده و خود را آزاد یافته است. دو روایت منتشرشده برای همان روز ساعت‌های متفاوتی می‌دهند، و این واگرایی اینجا ثبت شده است نه حل.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · ۱۹۸۷

پرندهٔ سفید

در سال ۱۹۸۷، در محله‌ای ایتالیایی که اسقف‌نشینش هیچ جن‌گیرِ در دسترسی نداشت، دو کشیشِ اهل دعا به درخواست پدر و مادری پذیرفتند پسر یازده‌سالهٔ آنان را که هیچ نشانهٔ غیرعادی نداشت برکت دهند. با نخستین دعا در اتاق تدارک، آن کودک فریاد کشید، کفر گفت و زد؛ در دو جلسه به فاصلهٔ پانزده روز، آن کشیشان تنها آنچه را هر کشیشی مجاز است به کار بردند—نشانِ صلیب، آب مقدس، شمع‌های متبرک، بخور—و بانوی ما، قدیس فرانسیس، قدیس بندیکت و قدیس میکائیل را خواندند. آن دیو لوسیفر و همهٔ لعنت‌شدگان را به یاری خواند و هیچ کمکی نگرفت؛ سپس بر ضدِ بانوی ما فریاد کشید، و بر ضدِ «پرنده‌ای سفید» که آن را نیرومندترینِ همهٔ دشمنانش نامید. آن پسر رها شد و بزرگ شد و در میسا خدمت کرد. پدر گابریله آمورت، که این پرونده را در ۱۹۹۲ ثبت کرد، در جمله‌ای معترضه گفت که شاید آن پرنده نمودی از روح‌القدس بوده باشد.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · ژوئیهٔ ۱۹۸۸

لائورای کاسینو

در ژوئیهٔ ۱۹۸۸ لائورا، دختری چهارده‌ساله از کاسینو در جنوب لاتزیو، شبانه به‌دست هم‌مدرسه‌ای‌اش به خانه‌ای روستایی بیرون شهر برده شد که در آن حدود ده تنِ شنل‌پوش ارواح را احضار می‌کردند؛ همان یک ساعت، همان شب، به آنجا رسید که دختر به پدر و مادر خود ناسزا می‌گفت، آب دهان می‌انداخت و گازشان می‌گرفت. پدرش، کاتولیکی عامل به ایمان، پیش از سپیده او را به رم راند و آنگاه که راهبان ساعت شش درهای اسکالا سانتا را گشودند منتظر بود؛ او را نزد پدر گابریله آمورت فرستادند و دختر در حدود ده دقیقه رها شد و یک‌راست به حیاط رفت تا توپ‌بازی کند. آمورت این پرونده را در L'ultimo esorcista (۲۰۱۲) روشن‌ترین نمونهٔ تسخیری ثبت کرد که پیش از ریشه دواندن گرفته شد—و نمونه‌ای از اینکه شتابِ یک پدر چه ارزشی دارد.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · سدهٔ بیستم

دستمالِ ماریلیا

در دبیرستانی کاتولیک نزدیک ماریلیا، در دلِ ایالت سائوپائولوی برزیل، راهبه‌ای مبلغ و ایتالیایی دستمالِ کوچکِ تاشده‌ای را در کتابِ درسیِ یکی از شاگردان پنهان یافت و دستمالِ دومی را دوخته درون بالش او، همراه با موهای بریدهٔ خودِ دختر—طلسمی که زنی بر او نهاده بود که او را به همسریِ پسرش وعده گرفته بود. آن خواهر اشیاء را در زباله‌سوزِ حیاط مدرسه و در حال دعا سوزاند، و پیش از هر کار دختر را به اعتراف برد، و آن تحلیل رفتن، بی‌خوابی و افتِ درسی پایان یافت. گابریله آمورت این را به‌عنوان شهادتِ خودِ آن راهبه ثبت کرده است، راهبه‌ای که می‌گوید پیش از آن هرگز باور نداشت چنین چیزهایی واقعی باشند.

بخوانید

اخراج ارواح پلید و جادوهای ناکام · ۱۹۹۱-۱۹۹۹

رهایی در لوردز

در مهِ ۱۹۹۱ بیوه‌ای از کامپانیا، که در گزارش منتشرشده تنها فدریکا خوانده می‌شود، دو پسر بزرگسالش—پاسکواله، بیست‌ودو ساله، و فابریتزیو، بیست ساله—را نزد پدر گابریله آمورت، جن‌گیرِ اسقف‌نشین رم، آورد. سال‌ها پیش‌تر او را به فرقه‌ای شیطان‌پرست کشانده، به او تجاوز کرده و او را به شیطان وقف کرده بودند، و او سپس پسرانش را، که آن هنگام پنج و سه ساله بودند، در بیهوشی آورده بود تا با او وقف شوند. آمورت هشت سال هر سه را جداگانه اخراج ارواح داد و تسکین یافت اما رهایی نه، و نتیجه گرفت که ارواحی که با هم درون رفته‌اند باید با هم بیرون رانده شوند. در اکتبر ۱۹۹۹ قطاری زیارتی هر سه را به لوردز برد، و در غار ماسابیل هر سه در یک لحظه فرو افتادند و فریاد کشیدند و رها شدند. این پروندهٔ محوریِ آخرین کتاب آمورت، El signo del exorcista (۲۰۱۳)، است.

بخوانید

به دیگران برسانید