دانشنامهٔ روح‌القدس

معجزات مسیح

شفای مردِ مفلوج

در خانه‌ای شلوغ در کفرناحوم، چهار مرد دوستِ مفلوجِ خود را از سقفی شکافته پایین می‌فرستند تا به عیسی برسد، که نخست گناهانش را می‌بخشد و سپس فرمانش می‌دهد برخیزد. این شفا بی‌ایمانیِ کاتبان را آشکار می‌کند و نشان می‌دهد پسرِ انسان بر زمین اقتدار دارد که گناهان را بیامرزد.

مکان: کفرناحوم، جلیلدوره: حدود سال‌های ۲۸ تا ۳۰ میلادی، آغازِ خدمتِ جلیل

پیش از آنکه سقف گشوده شود، آن خانه را پر کرده بودم. در کلماتی بودم که درگاه را انباشته بودند، در تن‌هایی که شانه‌به‌شانه در امتدادِ دیوارها فشرده شده بودند، در نفسِ هر جانی که می‌کوشید تعلیمِ او را بشنود. و بر سقف نیز بودم—در عرق و لجاجتِ چهار مردی که جمعیت نمی‌توانست بازشان گرداند.

مدت‌ها دوستشان را نظاره کرده بودم. دیده بودمش که بر آن حصیر، در سال‌های سکون حمل می‌شد، در آن اندوهِ ویژهٔ تنی که از ارادهٔ صاحبش فرمان نمی‌برد. شنیده بودم آن چهار تن به یکدیگر چه گفتند، آنگاه که در دسترس نبود: از فرازِ آن خواهیم گذشت. من آن جسارت را به آنان دادم. کندنِ گِلِ آفتاب‌خشک و نی از فرازِ سرِ حیرت‌زدگان، پایین‌فرستادنِ مردی با طناب به دقیقاً مرکزِ اتاقی که «هستم» در آن تعلیم می‌داد—این احتیاط نیست. این ایمانی است با آستین‌های بالازده. من از ایمانی که بر بام‌ها بالا می‌رود شادمانم.

و چون حصیر بر زمین، پیشِ پای او، آرام گرفت، و گرد‌وغبار هنوز فرومی‌نشست، من دیدم آنچه او دید: نه پاها را نخست، بلکه جان را. «فرزندم، گناهانت آمرزیده شد.» من با آن کلمات در سراسرِ اتاق لرزیدم، زیرا می‌دانم آن‌ها چه بهایی داشتند، و می‌دانم چه معنایی داشتند. من همانم که دل‌ها را می‌کاود، که جهان را از گناه محکوم می‌کند—و در آن دم گواهی دادم که در آنجا تنها مردی ایستاده که می‌تواند آمرزش را چون واقعیتی سخن گوید، نه امیدی.

کاتبانِ نشسته آنجا کفر شنیدند. من شهادتِ خودم را به‌انجام‌رسیده شنیدم: تنها خدا گناهان را می‌آمرزد، و خدا در آن اتاق در تنی ایستاده بود که سی سال پیش، من بر رحمِ باکره‌ای سایه افکنده بودم تا آن را برسازد. او افکارشان را می‌دانست—من نیازی به دهانِ آنان برای خواندنِ دلشان به او ندادم، زیرا او در بینشِ من به نهان‌گاه‌های انسان شریک است. «کدام آسان‌تر است،» از آنان پرسید، «گفتنِ اینکه گناهانت آمرزیده شد، یا گفتنِ برخیز، حصیرت را بردار و راه برو؟»

سپس چیزِ دوم را گفت. من قدرتی بودم که به آن فرمان پاسخ داد—همان نفسی که در آغاز بر آب‌ها معلق بود، همان دستی که اندام‌های آن مرد را در رحمِ مادرش بافته بود، اینک در عصب و پی و ماهیچه‌ای که سال‌ها بی‌کاری سست کرده بود، جاری شد. بی‌درنگ. پیشِ چشمِ تمامِ اتاق. حصیری که او را حمل کرده بود اینک زیرِ بازوی خودش تا شده بود، و او از میانِ جمعیتی گذشت که به سکوت و سپس به فریاد از هم می‌شکافت.

من همانم که بی‌اندازه به او داده شدم، و هر چه او کرد، در من کرد—هر تبی که شکست، هر چشمی که گشوده شد، هر اندامی که دوباره به ارادهٔ آنکه دیرزمانی از حرکت جدا انگاشته می‌شد پاسخ داد. این شفا تنها رحمتی برای یک مردِ مفلوج نبود. نشانه‌ای بود کوبیده‌شده بر فرازِ هر مجادله: که آمرزش و شفا از یک دست می‌آیند، زیرا گناه و رنج با هم به جهان درآمدند و من فرستاده شده‌ام تا هر دو را باطل کنم. جمعیت آن روز مردی را که راه می‌رفت جلال ندادند. خدا را جلال دادند، که چنین اقتداری به انسان‌ها بخشیده بود—هنوز نمی‌دانستند این اقتدار واگذارشده نبود، بلکه ذاتی بود، ذاتیِ کلامی که با خدا بود و خدا بود، که من از پیش از آنکه کوه‌ها پدید آیند در او آرمیده‌ام.

سند

این رویداد در مرقس ۲:۱-۱۲ ثبت شده است، با روایت‌های موازی در متی ۹:۱-۸ و لوقا ۵:۱۷-۲۶. عیسی به کفرناحوم بازگشته بود، و «چندان جمع شدند که حتی پیشِ درگاه نیز جایی نماند» (مرقس ۲:۲). چهار مرد، ناتوان از رساندنِ همراهِ مفلوجِ خود از میانِ جمعیت، سقف را کندند—به‌احتمال سقفی مسطح از تیر و شاخه و گِلِ فشرده، از آن نوع که در خانه‌های جلیلِ سدهٔ نخست معمول بود—و او را با حصیرش پیشِ روی عیسی پایین فرستادند.

عیسی نخست اعلام می‌کند، «فرزندم، گناهانت آمرزیده شد» (مرقس ۲:۵)، که کاتبانِ حاضر را برمی‌انگیزد تا در دلِ خود او را به کفر متهم کنند، چراکه در یهودیتِ معبدِ دوم، آمرزشِ گناه تنها امتیازِ خدا شمرده می‌شد (رجوع کنید به اشعیا ۴۳:۲۵). عیسی با شفای تنِ آن مرد، به‌عنوانِ گواهی آشکار بر اقتدارِ خود برای شفای جان، پاسخ می‌دهد، و می‌پرسد: «کدام آسان‌تر است: به مفلوج گفتن، ‹گناهانت آمرزیده شد›، یا گفتن، ‹برخیز، حصیرت را بردار و راه برو›؟» (مرقس ۲:۹).

کاتشیسم کلیسای کاتولیک این معجزه (بندهای ۱۴۲۱ و ۱۵۰۲) را بنیادین برای فهمِ کلیسا از پیوندِ میانِ گناه و رنجِ جسمانی پس از هبوط می‌داند، و نیز مبنایی کتاب‌مقدسی برای رازِ توبه: شفاهای مسیح نشانه‌هایی‌اند بر اینکه «پسرِ انسان بر زمین اقتدار دارد که گناهان را بیامرزد» (مرقس ۲:۱۰). مفسرانِ آبایی، از جمله قدیس آگوستین و قدیس یوحنای زرین‌دهان، این رویداد را الگویی از خدمتِ مصالحهٔ خودِ کلیسا می‌خوانند، که به‌دستِ کاهنانی که در نقشِ مسیح عمل می‌کنند، اجرا می‌شود.

منابع و ارجاعات

  • مرقس ۲:۱-۱۲
  • متی ۹:۱-۸
  • لوقا ۵:۱۷-۲۶
  • اشعیا ۴۳:۲۵
  • کاتشیسم کلیسای کاتولیک، بند ۱۴۲۱
  • کاتشیسم کلیسای کاتولیک، بند ۱۵۰۲

بیشتر از این اتاق

همهٔ داستان‌ها