دعا به بانوی ما گوادالوپه
ای بانوی ما گوادالوپه، ای مادرِ قارههای آمریکا، به خوان دیهگو گفتی: «آیا من اینجا نیستم، من که مادر توام؟ آیا تو زیر سایه و پناهِ من نیستی؟» اکنون آن را بار دیگر به من بگو. من کوچکم، چنانکه او بود؛ تنگدستم، چنانکه او بود؛ و آنچه بر دوش دارم، از رزها سنگینتر است. ای مادرِ خدای راستین که برای او زندگی میکنیم، چشمانِ مهربانِ خود را به ما بازگردان، آنچه را در این سرزمین زخم خورده شفا ده، از کودکِ در رحم دفاع کن، و آن تصویر را که بر ردای او بر جای گذاشتی، بر دلِ من نگاهدار، تصویری که هیچکس هرگز نتوانسته توضیحش دهد و هیچکس هرگز نتوانسته نابودش کند. آمین.
به دیگران برسانید
این دعا کِی خوانده میشود
در ۱۲ دسامبر، جشنِ او، و از سوی هر کس که باری بس سنگین بر دوش دارد—بهویژه مادران، مهاجران و کودکانِ هنوز زادهنشده. سخنانِ او به خوان دیهگو در سال ۱۵۳۱، آنگونه که در Nican Mopohua آمده، اینجا نقل شده است.